این نظام دیگر اصلاحپذیر نیست، با فجایعی که اتفاق افتاد حتی فرض چنین چیزی هم درست نیست. با همه اینها گفتهاند فرض محال، محال نیست. فرض کنیم معجزهای رخ دهد و نظام به اصلاحات ساختاری تن دهد. در چنین هنگامهای اولین کار نظام مسئولیتپذیری است. بزرگترین مسئولیتی هم که ابتدا به ساکن باید بپذیرد، مسئولیت شخص رضا پهلوی است.
در دشوارترین شرایط تاریخ معاصر کشور، بر سر زبانها افتادن بیکفایتترین فردی که حتی طرفداران جدید و قدیم سلطنت پهلوی را هم نمیتواند متحد کند، یکسره محصول بستن راه هر نوع اصلاح، و سرکوب خونین تمام جریانهای مترقی کشور است. و طبعاً مسئولیت آن با نظام است.
سال 88 وقتی محمود احمدینژاد را بار دوم بر سر کار آوردند ، محمدرضا نیکفر مقالهای نوشت و در آن گفت جریان احمدینژاد حتی اگر یک میلیون رأی هم در ایران داشته باشد باید آن را جدی گرفت و نگران آینده بود. با اقتباس از آن نوشته باید گفت شخص ناتوانی چون رضا پهلوی، اگر در چنین هنگامهای و برای برون رفت از شرایط دشوار، در سطح کشور یک میلیون طرفدار هم داشته باشد باید نگران آینده ایران بود.
سرزمین متکثر ایران متعلق به همه ایرانیان است. حتی با فرض اینکه رضا پهلوی شخص شایستهای هم باشد که مطلقاً نیست، حتی با فرض اینکه پهلوی در بدنه جامعه فارس و یا خودفارسپندار ایران اکثریت هم داشته باشد که بسیار بعید است چنین باشد، باید بدانیم جریان پهلوی نه تنها راهحل ایران واقعی نیست، بلکه جزو صورت مسئله ایران است.
ایران، ایران صد سال و یا حتی پنجاه پیش نیست. اجازه بدهید یک مثال بسیار ساده از ورزش و بیربط به مسائل روز بزنم تا نشان دهم ایران چقدر نسبت به گذشته تغییر کرده است. اکنون تقریباً امر محالی است که سازمان ورزش کشور با خیال راحت بتواند در شهر تبریز مسابقه تیم ملی فوتبال ایران را برگزار کند، و در آن از استادیوم هم بخواهد همآوا با بازیکنان، نه سرود جمهوری اسلامی، بلکه سرود "ای ایران" را سر دهد. سرودی که در اصفهان و مشهد آشکارا جایگاه سرود ملی را دارد.
ضمناً فهم سیاسی آدم باید در حد ابلهی چون یاسمین پهلوی باشد که چنین چیزی را به چهار تا عامل علیاف و اردوغان در آذربایجان نسبت دهد.
در چنین ایرانی پهلوی جزو صورت مسئله بلوچ و عرب و تُرک است. پهلوی مشخصاً جزو صورت مسئله آذربایجان است. دست پهلوی در آذربایجان به خون آلوده است. ممکن است شرایط دشوار فعلی خیلی از هموطنان ما را به شکل نوستالژیک یاد دوران دلار هفت تومانی بیندازد و مرتکب سادهاندیشی بشوند، ولی پهلوی همچنان منفورترین جریان در آذربایجان است.
بدون آذربایجان، بدون شهر بسیار تأثیرگذار تبریز، آخر چقدر باید سادهاندیش بود که برای آینده کشور از میان این جریان دنبال راهحل و چهره گشت؟ آن هم نه هر چهرهای، شخصی چون رضا پهلوی!!
این کودک شصت و چند ساله گُل بود به چمن داییجان نتانیاهوی خود هم پناه آورد. در حال حاضر جریان پهلوی عملاً نیروی نیابتی اسرائیل در ایران است. به عبارت دیگر و در سطح کشور، این جریان بیش از گذشته نزد اقشار مترقی منفور است. اقشاری که به درستی باور دارند هدف وسیله را توجیه نمیکند و نمیتوان از راست افراطی و نژادپرست جهان برای مبارزه با تبعیض و بیعدالتی و جنایت در داخل کمک گرفت.
نمیتوان برای مبارزه داعش، متحد و زیر پرچم داعش دیگری بود. نتانیاهو داعش اسرائیل است. دست نتانیاهو به خون دهها هزار کودک فلسطینی فقط به خاطر فلسطینی بودن و مسلمان بودن آلوده است. نتانیاهو در دادگاههای بینالمللی مثل رئیس یک سازمان تروریستی جنایتکار جنگی شناخته شده است.
آخر چطور میتوان برای مبارزه با رژیم، متحد و حتی نیابتی یک جنایتکار جنگی بود؟ آخر چطور میتوان برای مبارزه با این رژیم پرچم اسرائیل را دست گرفت؟ و انتظار هم داشت وجدانهای بیدار جهان همدل ایرانیان باشد؟
روند این فاجعه از همان سال 88 و پس از سرکوب خونین جنبش سبز شکل گرفت. از همان سال تلویزیون منوتو به داخل خانههایمان راه یافت و صبح تا شب مشغول سفیدشوئی از پهلوی و حتی ساواک پهلوی شد. اکنون هم ایران اینترنشنال به داخل خانههای اغلب ایرانیان راه یافته است که عموماً نقش اسرائیل اینترنشنال را دارد.
وقتی همه گروهها را در همان دهه شصت سرکوب کردند، وقتی خاوران پر شد از جنازه شرارههای بیمزار، وقتی هر نوع امکان اصلاح را به شکست کشاندند، وقتی جنبش سبز را سرکوب کردند، وقتی آبان خونین 98 را رقم زدند، وقتی جنبش مترقی زن زندگی آزادی را که افتخاری برای ایران و ایرانی در سطح جهان بود سرکوب کردند و چشم دختران و پسران ما را کور کردند، در نهایت و باید هم کشور با ابتذال "این آخرین نبرده و پرینس چارمینگ از مریلند برای نجات ایران برمیگرده" مواجه میشد.
مسئول مستقیم این فاجعه باید مسئولیت بپذیرند.
@MohammadBabaeeB