ادامه :
۸.آیا حزب دموکرات آذربایجان با احزاب و جریانهای دیگر ارتباط و همکاری دارد؟
بله. حزب دموکرات آذربایجان در طول سالهای گذشته در چندین ائتلاف وتشکل سیاسی حضور داشته است
از سال ۲۰۰۶ عضو کنگره ملیتهای ایران فدرال بودهایم؛ کنگرهای که در آننمایندگان آذربایجان، کردها و دیگر ملیتهای غیرفارس حضور دارند.
همچنین در کنگره آزادی ایران » حضور داشتهایم که طیفهای متنوعی ازنیروهای سیاسی در آن حضور دارند؛ از جریانهای راست و مشروطهخواه تاجریانهای چپ. همچنین در «کنگره مشترک جمهوریخواهان دموکراتوفدرالدموکرات»فعالیت داشتهایم.
در این چارچوبها با افراد و جریانهای مختلف سیاسی، از ملیتهایمختلف و نیز جریانهای سراسری، ارتباط و همکاری داریم.
البته باید میان «همکاری در یک ائتلاف» و «مذاکره دوجانبه برای حلاختلافات» تفاوت گذاشت. ما در بسیاری از موارد بر اساس اسناد وتوافقهای مشترک همکاری کردهایم، اما این به معنای آن نیست که با هرحزب یا جریان سیاسی یک مذاکره دوجانبه مستقل داشتهایم.
۹.آیا حزب با احزاب کرد ایرانی مذاکره مستقیم داشته است ؟
اگر منظور مذاکره مستقیم و دوجانبه با یک حزب مشخص کرد ایرانی باشد، پاسخ ما خیر است.
ما با جریانهای کرد در چارچوب ائتلافها و تشکلهای مشترک همکاریداشتهایم. برای مثال، در کنگره آزادی ایران گروه سیاسی بزرگی وجود داردکه اعضای احزاب مختلف در آن حضور دارند و اعضای چند حزب کرد نیزدر آن مشارکت دارند.
در کنگره مشترک جمهوریخواهان، دموکراتها و فدرال دموکراتها نیزهمکاری بر اساس یک توافق هشتمادهای انجام شده است.
در کنگره ملیتهای ایران فدرال نیز با نمایندگان ملیتهای مختلف درباره مسائل فدرالیسم، ساختار ایالتها و مسائل مربوط به آینده ایران گفتوگوشده است.
در یک مقطع نیز پیشنهاد تشکیل «خانه دوستی ترک و کرد» مطرح شد. تعدادی از شخصیتهای ترک و کرد درباره این موضوع گفتوگو کردند. اما ما این پرسش را مطرح کردیم که اساساً چرا باید «خانه دوستی» تشکیل شود؟ وقتی از دوستی صحبت میکنیم، آیا به این معناست که میان دو طرف یک اختلاف یا خصومت وجود دارد که باید برای آن نهاد دوستی ایجاد شود؟چرا شفاف صحبت نکنیم؟ ما ترجیح دادیم برای حل ریشه ای معضلات و بنیان نهادن دوستی پایدار ، ابتدا ریشه ادعاها و احیانا «دشمنی ها» مشخص شود که بعد به سوی « دوستی» با دیدی روشن و اشراف به اصل مطلب پیش رویم.
در همان دیدارها از طریق آقای حسن شریعتمداری، پرسشهایی مشخص درباره مواضع حزب دموکرات کردستان ایران در مورد آذربایجان نیز مطرح شد؛ از جمله اینکه آیامصوبه رسمیای وجود دارد که شهر ارومیه را بخشی از کردستان بداند؟ یعنی راست وپوست کنده آیا این حزب ارومیه را کردستان میداند؟ آیا چنین چیزی در نقشههای رسمی حزب وجود دارد؟ این پرسشها با امضای چند نفر به مرکزیت حزب منتقل شد، اماپاسخی دریافت نشد و در نتیجه آن طرح «خانه دوستی ترک و کرد» نیز به نتیجه نرسیدیم .
۱۰.آیا توافقی با احزاب کرد درباره مرزهای ایالت آذربایجان یا مناطق مورداختلاف آنها وجود دارد؟
ما تعبیر «مناقشه» یا «اختلاف سرزمینی ترک و کرد» ومشابه این فرمولبندیها را در این مورد قبول نداریم. از نظر ما، آنچه وجود دارد فقط ادعا است؛ یعنی برخی جریانهای کرد مدعیاند بخشهایی از سرزمین تاریخی آذربایجان، از جمله شهرهایی مانند ارومیه، متعلق به کردستان ( ایالت کردستان ؟ کردستان شرقی؟ رژهلات؟) است. ما این ادعا را قبول نداریم وانرا به شدت محکومکرده ایم . در مورد تبعات خونینچنین ادعایی سه بیانیه سیاسی هشدار دهنده نیز منتشر کرده ایم . یعنی در واقع ما با آنها در هیچامری «اختلاف» یا «مناقشه» نداریم ، امابرخی احزاب کردی این «ادعا» را دارند.
برای توضیح دیدگاه خود، یک نمونه تاریخی مهم برای ما باز هم «قرهباغ » است.
در مورد قرهباغ، ابتدا مسئله از سوی طرف ارمنی بهعنوان یک «اختلافبین دواتنیک »در این منطقه و سپس بتدریج یک «مناقشه بین دواتنیک» مطرح شد و بعدادعاهای سرزمینی درباره آن شکل گرفت: قره باغ ارمنستان است.
حتی نام تلاش بی نتیجه ای برای تغییر نام آن به نامی ارمنی ، « ارتساخ» ( معلوم نیست بر گرفته از کدام برهه تاریخی؟ ) هم صورت گرفت، اما نه پا گرفت نه راه رفت. آن چه که منجر به از دست رفتن جان انسان های بی گناه ازدوطرف شد و البته برخی ، قربانی توسعه طلبی دولت خود شدند و برخی دردفاع از سرزمین خود جان باختند. جمهوری آذربایجان بدرستی هرگز در طول سی سال جنگ تحمیلی از طرف ارمنستان این ادعا را نپذیرفت و آن منطقه را بخشی از سرزمین خود میدانست که اشغال شده است.
حتی شورای امنیت سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۳ چهار قطعنامه مهمدرباره این مسئله صادر کرد:
قطعنامه ۸۲۲، در ۳۰ آوریل ۱۹۹۳؛
قطعنامه ۸۵۳، در ۲۹ ژوئیه ۱۹۹۳؛
قطعنامه ۸۷۴، در ۱۴ اکتبر ۱۹۹۳؛
و قطعنامه ۸۸۴، در ۱۲ نوامبر ۱۹۹۳.
قطعنامه ۸۲۲ خواستار توقف فوری خصومتها و خروج فوری نیروهای اشغالگر از منطقه کلبجر و دیگر مناطق تازه اشغالشده آذربایجان شد.
قطعنامه ۸۵۳ نیز تصرف آغدام و دیگر مناطق تازه اشغالشده جمهوری آذربایجان را محکوم و خواستار خروج فوری، کامل و بدون قید و شرط نیروهای اشغالگر شد.
قطعنامه ۸۷۴ نیز بر خروج نیروها از مناطق اشغالشده تأکید کرد و قطعنامه۸۸۴ نیز اشغال زنگلان و گورادیز و دیگر مناطق جمهوری آذربایجان را موردتوجه قرار داد و خواستار خروج نیروهای اشغالگر شد.
این قطعنامهها برای ما اهمیت دارند، زیرا نشان میدهند که جامعه بینالمللی، ضمن برخورد با مسئله بهعنوان یک منازعه نظامی و سیاسی، بر حاکمیت، تمامیت ارضی و مرزهای بینالمللی جمهوری آذربایجان نیز تأکید داشته است.
ما این تجربه را برای بحث خودمان مهم میدانیم. نمیخواهیم اجازه دهیم موضوعی که ابتدا با عنوان «اختلاف» یا «مناقشه» مطرح میشود، بهتدریج تبدیل به ادعای مالکیت سرزمینی شود.
بنابراین، ما هیچ توافقی با احزاب کرد درباره اینکه بخشی از آذربایجانمتعلق به کردستان است، نداریم
در عین حال، ما از فدرالیسم ایالتی دفاع میکنیم و معتقدیم همه ملیتها وگروههایی که در هر ایالت زندگی میکنند باید حقوق شهروندی برابر داشته باشند.
ما همچنین با تغییر مکرر مرزها و نامهای تاریخی بر اساس تغییرات جمعیتی مخالفیم. اگر هر تغییر جمعیتی قرار باشد به تغییر مرز و نام منجرشود، در نهایت تاریخ دنیا به یک آشفتگی تاریخی تبدیل خواهد شد.
۱۱.رابطه حزب با نیروهای سراسری و فارسی زبان اپوزیسیون چگونه است؟
ما با جریانهای سراسری و فارسیزبان نیز همکاری داریم.
یکی از مهمترین عرصههای این همکاری، «کنگره مشترک جمهوریخواهاندموکراتو فدرال دموکرات »است.
در «کنگره آزادی ایران» که بعد از «کنگره مشترک…» تشکیل شد ، نیزشرکت داریم ، جایی که طیفهای مختلفی از جریانهای سیاسی حضوردارند، از جمله نمایندگان جریانهای مشروطهخواه و نیروهای چپ و غیره ، یعنی متکثر تر از کنگره ی مشترک. بنابراین ما اصل همکاری با نیروهایی که دیدگاه متفاوتی درباره آینده ایراندارند، راررد نمیکنیم.
بزرگترین اختلاف ما با جریانهای مرکزگرا، مسئله تمرکز قدرت است.
ما معتقدیم اگر یک طرف تمام قدرت را به مرکز بکشاند و طرف دیگر خواهان توزیع قدرت باشد، این دو دیدگاه در نهایت با یکدیگر اصطکاک خواهندداشت.
اختلاف ما فقط درباره فدرالیسم نیست؛ درباره آموزش زبان مادری، تعریفملیتها، حق تعیین سرنوشت و ساختار آینده ایران نیز اختلاف نظر وجوددارد.
یکی از بحثهای مهم ما با مرکزگرایان، مفهوم «تمامیت ارضی» است. ازنظر ما، تمامیت ارضی در حقوق بینالملل اساساً یک اصل مربوط به روابط میان دولتهاست؛ یعنی یک کشور نباید تمامیت ارضی کشور دیگری را نقض کند. این اصل را نمیتوان به این معنا تعبیر کرد که مردم یک کشور حق ندارنددر داخل کشور خود ساختار سیاسی غیرمتمرکز یا فدرال ایجاد کنند.
با این حال، اگر جریانی جمهوری اسلامی را رد کند ولی فدرالیسم را قبولن داشته باشد، ما میتوانیم در یک ائتلاف دموکراتیک با آن همکاری کنیم. نمونه آن حضور جریانهای مختلف در کنگره آزادی ایران است. در نهایت، قدرت سیاسی و وزن اجتماعی هر جریان در مجلس مؤسسانآینده تعیین خواهد کرد که چه ساختاری شکل میگیرد.
۱۲.حداقل شرایط حزب برای تشکیل یک ائتلاف گسترده
اپوزیسیون چیست؟
حداقل شرایط ما در قالب توافق هشتمادهای کنگره مشترک جمهوریخواهان، دموکراتها و فدرالدموکراتها بیان شده است.
این هشت اصل عبارتاند از:
اول: گذار مسالمتآمیز و منظم از کلیت جمهوری اسلامی و استقرار نظامجمهوری مبتنی بر دموکراسی پارلمانی در ایران.
دوم: شکل نهایی نظام سیاسی باید توسط نمایندگان منتخب مجلس مؤسسانتعیین شود. هیچ گروه اپوزیسیون حق ندارد بهتنهایی ساختار آینده کشور راتعیین کند. یک حزب میتواند برای جمهوری، سلطنت، فدرالیسم یا هر گزینهقانونی دیگری تبلیغ و فعالیت سیاسی کند، اما تصمیم نهایی با نمایندگانمنتخب مردم خواهد بود.
سوم: حاکمیت قانون و اولویت حقوق بشر.
چهارم: جدایی دین از دولت.
پنجم: برابری شهروندان و پایان دادن به هرگونه تبعیض.
ششم: به رسمیت شناختن اختلاف دیدگاهها درباره ساختار آینده سیاسیایران؛ یعنی جریانهای فدرال، غیرمتمرکز و دیگر جریانها باید تا زمانتصمیم مجلس مؤسسان بتوانند آزادانه دیدگاه خود را مطرح کنند.
هفتم: توجه به مسئله زبان و آموزش و به رسمیت شناختن حق آموزش به زبان مادری.
هشتم: حفاظت از محیط زیست و تلاش برای توسعه متوازن و پایدار.
بر اساس چنین حداقلهایی، حزب دموکرات آذربایجان میتواند با طیف وسیعی از جریانهای سیاسی همکاری کند.
اما اگر در آینده مجلس مؤسسان تصمیم بگیرد که آموزش به زبان مادرینباید وجود داشته باشد یا یک نظام کاملاً متمرکز و تبعیضآمیز ایجاد کند، حزب دموکرات آذربایجان نمیتواند از اصول خود عدول کند.
در چنین شرایطی، حزب در چارچوب قانونی و دموکراتیک به مخالفت سیاسیخود ادامه خواهد داد. اینها حداقل های ما است .
۱۳.آیا حزب دموکرات آذربایجان فدرالیست است یا حق استقلال آذربایجان رانیز به رسمیت میشناسد؟
استراتژی اصلی حزب دموکرات آذربایجان، فدرالیسم ایالتی در چارچوبایران است. ما جغرافیای سیاسی کنونی ایران را بهعنوان چارچوب استراتژیک فعالیت خود میپذیریم. اما ما معتقد نیستیم که فعالیت سیاسی برای استقلال را می توان جرم تلقی کرد.
برای مثال، در کانادا جریانهایی وجود داشتهاند که خواهان استقلال کبکبودهاند و در چارچوب قانون فعالیت کردهاند. بنابراین در یک نظام دموکراتیک، یک حزب میتواند دیدگاه خود درباره استقلال را مطرح کند ومردم نیز میتوانند درباره آن تصمیم بگیرند.
ما معتقدیم اگر در قانون اساسی آینده ایران حق برگزاری همهپرسی برای استقلال یک ایالت به رسمیت شناخته شود، نباید مردم را به دلیل استفاده ازآن حق مجازات کرد.
البته استقلال تنها به رأی مردم محدود نمیشود و مسئله شناسایی بینالمللیو شرایط منطقهای نیز اهمیت دارد.
نمونه مهم، همهپرسی استقلال اقلیم کردستان عراق است. در آن همهپرسیاکثریت بسیار بالایی به استقلال رأی دادند، اما به دلیل مخالفت بغداد ومواضع کشورهای منطقه و بازیگران بینالمللی، استقلال عملی نشد.
بنابراین استراتژی کنونی حزب، استقلال نیست؛ فدرالیسم در چارچوب ایران است. ولی ما حق مردم برای طرح و بررسی گزینههای دیگر را در یک نظام دموکراتیک نفی نمیکنیم.
۱۴.حزب در داخل ایران چه پایگاه اجتماعی و سازمانی دارد؟
این سؤال از نظر امنیتی بسیار حساس است.
حزب دموکرات آذربایجان البته که نمیتواند و نباید تعداد اعضای خود، اسامی اعضا، ساختار تشکیلاتی یا فعالیت رهبری خود در داخل ایران را منتشرکند.از داخل ما عضو نداریم، هوادار داریم. علتش هم معلوم است. در نتیجه، امروز نیز مانند بسیاری از جریانهای سیاسی دیگر، امکان اندازهگیری دقیق وزن اجتماعی احزاب از طریق انتخابات آزاد وجود ندارد.
اما ما میزان آگاهی و حمایت اجتماعی را از واکنشهای مردم نسبت به مسائل سیاسی، فرهنگی و هویتی مشاهده میکنیم.
برای مثال، در واکنش به توهینهای رسانهای علیه ترکها، از جمله ماجرای کاریکاتور روزنامه ایران در صفحه کودکان و همچنین برنامه «فیتیله»، اعتراضهای صدها هزار نفری گستردهای در شهرهای مختلف شکل گرفت. این در راستای هدف اساسی ومطالبات هویتی حزب ما هم بود. همچنین در برابر برخی تلاشها برای نسبت دادن شهرها و مناطق آذربایجان به واحدهای سرزمینی دیگر، اعتراضهای گسترده و عمدتاً مسالمتآمیزی صورت گرفته است.
در برخی از این موارد تعداد شرکتکنندگان بسیار زیاد بوده است و همین واکنشها نشان میدهد که آگاهی هویتی و حساسیت نسبت به سرزمین وزبان در میان مردم آذربایجان وجود دارد.
در سالهای اخیر همچنین شاهد رشد جشنوارهها و فعالیتهای فرهنگی وادبی در شهرهای آذربایجان و حرکتهایی برای بازگشت به هویت فرهنگی وزبانی بودهایم.
حزب دموکرات آذربایجان نیز در فاصلههای زمانی مختلف بیانیههای سیاسی منتشر کرده و بازخورد قابل توجهی از داخل کشور در شبکههایاجتماعی و وبسایت خود دریافت کرده است.
اما نکته بسیار مهم این است که ما ادعا نمیکنیم نماینده مردم آذربایجان هستیم. گماننمیکنیم هیچ حزب دیگری قبل از انتخابات آزاد و دموکراتیک در داخل نیز میتواند چنین ادعایی داشته باشد
یعنی هیچ حزبی در شرایطی که انتخابات آزاد و رقابت سیاسی واقعی وجود ندارد، نمیتواند بگوید نماینده مردم است. ما هم خود را یکی از جریانهای فعال سیاسی در میان مردم آذربایجان میدانیم، نه نماینده انحصاری آنان.
۱۵.اگر فردا امکان فعالیت آزاد سیاسی در ایران فراهم شود، اولویت حزب چه خواهد بود؟
اگر فردا امکان فعالیت آزاد سیاسی در ایران فراهم شود، کشور احتمالاً واردمرحلهای خواهد شد که هنوز دولت جدید بهطور کامل شکل نگرفته و ساختارسیاسی جدید در حال تولد و شکلگیری است. در چنین شرایطی، اولویت نخست ما برگزاری فوری یک همهپرسی درباره وضعیت سیاسی آذربایجان یا حتی شرکت در یک انتخابات سراسری به معنای معمول آن نیست.
به نظر من، اولویت نخست باید تشکیل شوراهای محلی و سپس ایجاد پارلمان محلی آذربایجان باشد. شوراهای محلی باید در درجه اول برای حفظ امنیت و اداره امور مردم شکل بگیرند. سپس این شوراها میتوانند نمایندگان خود را برای تشکیل یک پارلمان محلی انتخاب کنند. وظیفه اولیه این پارلمان، حفاظت و اداره امور استانها و شهرها و محلهها، مدارس، بیمارستانها و دیگر نهادهای عمومی و همچنین حمایت از هموطنانبسیار آسیبپذیر و توانخواه خواهد بود.
بعد از آن، همین پارلمان محلی میتواند شروع به تدوین یک قانون اساسی برای ایالت آذربایجان کند؛ قانونی که میتواند بهعنوان پیشنهاد و دیدگاه آذربایجان به نهاد مرکزی و مجلس مؤسسان ایران نیز ارائه شود
.به نظر من، در سه ماه نخست دوره گذار در سراسر کشور، دیدگاههای ایالتها و مناطق مختلف به تدریج شکل خواهد گرفت و این دیدگاهها میتوانددر تدوین قانون اساسی آینده ایران مورد توجه قرار گیرد.
موضوع برگزاری همهپرسی درباره وضعیت سیاسی آذربایجان نیز بستگی به این دارد که گذار سیاسی در کل ایران چگونه اتفاق بیفتد. وضعیت سیاسی آذربایجان نمیتواند جدا از نحوه گذار کل کشور بررسی شود.
اگر مخاطبی نسبت به واژههایی مانند «فدرالیسم»، «حق تعیین سرنوشت» یا «ملت ترک» نگرانی داشته باشد، حزب دموکرات آذربایجان وظیفه خود راآگاهیرسانی و تبلیغ دیدگاههای خود میداند. اگر فضای سیاسی آزادباشد، ما حق داریم دیدگاه خود را با مردم مطرح کنیم و مردم نیز حق دارندآن را بپذیرند یا رد کنند.
ما نمیتوانیم نگرانیهای دیگر جریانها را بهعنوان مسئولیت خود بپذیریم. حزب مسیر سیاسی خود را دارد و ممکن است اهداف و برنامههای آن کوتاهمدت، میانمدت یا بلندمدت باشند.
البته استراتژیهای حزب میتوانند متناسب با شرایط عینی و ذهنی جامعه تغییر کنند و میتوانند در دورههای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت برنامه ریزی شود و در نشست ارزیابی سالانه مورد بررسی قرار گیرند وحتی تاکتیکها بر اساس آنها تغییر کند ؛ اما تغییر تاکتیک به معنای عدول ازاهداف اساسی حزب نیست. و اگر مجبور باشیم در یک جمله رابطه سیاسی مطلوب آذربایجان با ایران رابیان کنیم، پاسخ ما روشن است:
آذربایجان را در یک ایران فدرال میخواهیم؛ یعنی ایالت آذربایجان درچارچوب یک نظام جمهوری فدرال در ایران.
با تشکر
سیمینصبری - سخنگوی حزب دموکرات آذربایجان
نروژ