مقدمه از برنامه رمز پیروزی :
در روزهای اخیر، در نشستی در تورنتو، یکی از چهرههای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی درباره تحولات آینده ایران سخن گفته و از نزدیک بودن تغییر نظام صحبت کرده است.
او مدعی شده است که اطلاعاتی درباره وضعیت درونی برخی نهادهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی در اختیار دارد و گفته است شماری از نیروهای کشوری و لشکری، از طریق راههای ارتباطی امن، از حکومت فاصله گرفته و به مردم پیوستهاند. همچنین از وجود شکاف و بیاعتمادی در سطوح بالای تصمیمگیری جمهوری اسلامی سخن گفته و در پایان تأکید کرده است: «باور داشته باشیم که صبح آزادی نزدیک است.»
از سوی دیگر، دونالد ترامپ نیز در روزهای اخیر درباره ایران از تصمیمهای مهم و «اتفاقات خیلی بزرگ» در آینده نزدیک سخن گفته است.
این اظهارات در شرایطی مطرح میشوند که جامعه ایران همزمان با تهدید جنگ، اخبار متناقض، شایعات و روایتهای گوناگون درباره آینده کشور روبهروست. در چنین شرایطی، پیامهایی که از «نزدیک بودن یک تحول بزرگ» سخن میگویند، میتوانند بر احساسات و رفتار اجتماعی تأثیر بگذارند؛ از ایجاد امید و انگیزه گرفته تا افزایش انتظار، اضطراب، بیقراری یا حتی احساس سردرگمی و ناتوانی در تصمیمگیری.
اما پرسش مهم این است:
مرز میان «امید» و «انتظار» کجاست؟
آیا امید به تغییر میتواند به جامعه احساس توانمندی و انگیزه بدهد؟ و در چه شرایطی، وعده یا انتظارِ وقوع یک تحول قریبالوقوع میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد و افراد را از کنشگری فعال به انتظار منفعلانه سوق دهد؟
موضوع گفتوگوی امروز ما «امید یا انتظار؟» است؛ درباره تأثیر روانی و اجتماعی پیامهایی که از نزدیک بودن یک تحول بزرگ سخن میگویند، و اینکه این پیامها چگونه میتوانند بر روحیه، احساس توانمندی، انگیزه و رفتار مردم اثر بگذارند.
امروز در خدمت خانم سیمین صبری، روانپزشک شاغل در نروژ، و خانم سارا شادابی، روانکاو و پژوهشگر در سوئد هستیم تا درباره این موضوع با آنها گفتوگو کنیم.