جنبش «زن، زندگی، آزادی» و قیام دی ماه ۱۳۹۶، هر دو بهعنوان واکنش به محرومیتهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و آزادی پوشش و جندرال در ایران و آذربایجان شکل گرفتهاند. هر چند این دو جنبش در ظاهر متفاوت به نظر میرسند، اما در بطن خود پیوندهای گفتمانی عمیقی دارند که حول محور «محرومیت» اجتماعی میچرخد.
جنبش زن، زندگی، آزادی، بهویژه از زمان آغاز اعتراضات شهریور ۱۴۰۱، عمدتاً علیه سرکوب حقوق زنان و نقض آزادیهای فردی است. این جنبش بر مبارزه با محرومیتهای جنسیتی و اجتماعی تاکید دارد و در پی بازتعریف مفاهیم آزادی و برابری در جامعهای است که حقوق زنان بهشدت محدود شده است. فلسفه سیاسی این جنبش، در چارچوب فمینیسم رادیکال، به دنبال برابری در تمام عرصههای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است.
از سوی دیگر، قیام دی ماه ۱۳۹۶ در واکنش به محرومیتهای اقتصادی و فساد سیاسی حکومت شکل گرفت. این قیام، که بهویژه در آذربایجان و دیگر مناطق ایران رخ داد، اعتراض به نابرابریهای اقتصادی، فساد و بیعدالتیهای حکومت بود. مردم آذربایجان، علاوه بر اعتراضات اقتصادی، خواستههای فرهنگی و زبانی خود را مطرح کردند و در پی تحقق حقوقی برابرتر و شایستهتر بودند.
گرچه مطالبات این دو جنبش در ابعاد مختلفی مطرح میشود، هر دو در پی ایجاد جامعهای آزادتر و برابرتر هستند. در مناطق آذربایجان، پیوند گفتمانی این جنبشها بهویژه بهدلیل مسائل فرهنگی و زبانی، بیش از پیش نمایان میشود. در نهایت، هر دو جنبش بهطور بنیادی خواهان پایان دادن به ساختارهای اجتماعی و سیاسی نابرابر هستند که بر اساس جنسیت، قومیت و طبقه اجتماعی افراد، محرومیت ایجاد میکند.
این دو جنبش نهتنها در پی توجه به مشکلات و نابرابریها هستند، بلکه بهدنبال تغییرات اساسی در ساختارهای قدرت و بازسازی جامعه بهسمت عدالت و برابری و دموکراسی و آزادی و راه حلی برای پایان دادن به محرومیتهای مبنایی در اقتصاد و سیاست و فرهنگ و آزادی های دموکراتیک جئندرال میباشند.
#اعتراضات_سراسری #قیام_دی_ماه #زن_زندگی_آزادی #آذربایجان #از_دموکراسی_بگو