رضا پهلوی با شعار «انقلاب شیر و خورشید» پروژهای را دنبال میکند که ظاهراً در مسیر دگرگونی جمهوری اسلامی و دستیابی به آزادی و دموکراسی است، اما در واقع به بازسازی استبداد فردی و اقتدارگرایی منتهی میشود. این پروژه که توسط بخشی از معترضان حمایت میشود، قادر به ایجاد یک آلترناتیو دموکراتیک و پلورالیستی برای جایگزینی رژیمهای شاهی و ولایی نیست و در عمل مسیر تحول سیاسی جامعه متکر و متنوع فرهنگی-سیاسی ایران را به جادهای تکصدایی و تکخطی تبدیل میکند.
شعار «انقلاب شیر و خورشید» ممکن است برای برخی نمادی از هویت ملی باشد، اما در عمق آن تناقضاتی نهفته است که میتواند همان سیستم سلطنتی تاریخی را بازتولید کند. در حالی که جامعه ایران با تنوع گستردهای از اتنیکها، زبانها و فرهنگها روبهرو است، این پروژه به تکثر سیاسی بیتوجه است و تنها یک نوع هویت سیاسی-فرهنگی را به نمایش میگذارد. این نادیده گرفتن دیگر اقشار و گروهها، از جمله کردها، بلوچها، ترکها و عربها، میتواند به بحرانهای جدید منجر شود و در نهایت نوعی استبداد جدید ایجاد کند که در آن تنها صدای یک بخش از جامعه شنیده شود.
دفترچه اضطرار رضا پهلوی نیز نشان میدهد که او اقتدارگرایی و تمامیتخواهی را به صراحت دنبال میکند و قدرت را در دست یک فرد متمرکز میکند. هرگونه اقدام جمعی یا دموکراتیک باید تحت کنترل رهبر باشد، که این نگرش مسیر ایجاد یک نظام دموکراتیک را مسدود کرده و به دیکتاتوری فردی جدید منتهی میشود. تمرکز قدرت در یک نفر نه تنها اتحاد میان نیروهای اپوزیسیون را مختل میکند، بلکه حتی پس از سرنگونی جمهوری اسلامی، ایران را با خطر دیکتاتوری جدید مواجه میسازد.
جنبشهای اجتماعی سیاسی زمانی موفق بودهاند که بر بستر واقعیتهای همان جامعه، تنوع ایدهها و خواستهها را پذیرفتهاند و همه گروهها در آن جایی داشتهاند. شعار «انقلاب شیر و خورشید» به دلیل تکصدایی و انحصارگرایی، نه تنها آلترناتیو دموکراتیک نمیسازد، بلکه مانع تحقق خواستههای متنوع دموکراتیک گروههای اجتماعی سیاسی مختلف در مردم ایران و شکوفایی جامعهای متکثر میشود و تشکیل یک اپوزیسیون فراگیر دموکراتیک را همچنان با بحرانهای عمیق سیاسی و اجتماعی مواجه میکند.
#اعتراضات_سراسری
#جمهوری_فدرال_دموکرات