پیام شریفه محمدی محکوم اعدام مبارز تورک از زندان : باید زندگی کرد‌و‌امیدوار بود !

شریفه محمدی

شریفه محمدی، فعال کارگری که به اعدام محکوم شده است، با انتشار یادداشتی از داخل زندان خطاب به پسرش، جزئیاتی از روند بازجویی و چگونه باخبرشدن از حکم اعدام خود را شرح داده است.

در این یادداشت که «کمپین دفاع از شریفه محمدی» آن را منتشر کرده، خانم محمدی می‌گوید مسئولان زندان «دو ماه فرصت داشتند تا تأیید حکم اعدام را به من ابلاغ کنند، اما اعلام نکردند تا ساعتی قبل از ملاقات با همسر و فرزندم، در روز تولدش».

شریفه محمدی آذرماه ۱۴۰۲ بازداشت شد، در تیرماه ۱۴۰۳ شعبۀ اول دادگاه انقلاب رشت او را به اتهام «بغی» به اعدام محکوم کرد، مهر ۱۴۰۳ دیوان عالی کشور این حکم را نقض کرد و ۲۴ بهمن ۱۴۰۳ شعبۀ دوم دادگاه انقلاب رشت بار دیگر او را به اعدام محکوم کرد.

خانم محمدی در یادداشتش بار دیگر تأکید کرده در دوران بازجویی تحت شکنجه برای اعتراف دروغین علیه خود فرار داشته و خطاب به پسرش نوشته است: «بعد از گذشت دو ماه در انفرادی زندان سنندج، چند روز مانده به انتقال به رشت، وقتی مأمور ادارۀ اطلاعات آینه‌ای را روبه‌رویم گرفت تا خودم را ببینم، انگار غریبه‌ای را در آینه دیدم که سه ماه بود تصویری از خود ندیده بود. سریع آن را با دست کنار زدم. مأمور خواست فقط به من نشان دهد که از کبودی چشم و صورتم چیزی بر جا نمانده است.»

دلیل صدور این حکم برای این فعال کارگری عضویت بیش از ۱۰ سالِ پیش او در «کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری» اعلام شده است؛ کمیته‌ای که به‌گفتۀ سخنگوی وقت و یکی از اعضای مؤسس آن فعالیت رسمی و علنی داشت و «از اساس با فعالیت زیرزمینی و مخفیانه مخالف بود».

عضویت در این «کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری» به‌عنوان مصداق اتهام شریفه محمدی اعلام شده و دادگاه انقلاب، اتهام «عضویت در حزب کومله» را نیز به این فعال کارگری منتسب کرده است؛ اتهامی که او همچنان به‌شدت آن را رد می‌کند.

شریفه محمدی می‌گوید «بعد از سه ماه انفرادی و کاهش وزن ۱۴ کیلویی و ضربه‌ای که در یکی از بازجویی‌ها به صورتم خورده بود و به‌گفتۀ نگهبان، حراست و مدیریت زندان که در بدو ورودم به زندان بعد از بازجویی مرا دیده بودند و از پذیرش من امتناع می‌کردند، چون تمام نیمۀ راست صورتم به گفتۀ آنان کبود و رو به سیاهی بود، در آینه غریبه‌ای را دیدم که باورش برایم سخت بود».

خانم محمدی لحظۀ مطلع شدن از اولین صدور حکم اعدام خود را نیز این‌گونه روایت کرده است که همسرش سیروس فتحی تلفنی به او می‌گوید حکمش «اشد مجازات» است. و وقتی خانم محمدی می‌پرسد «یعنی چند سال؟»، همسرش جواب می‌دهد که «شریفه جان، تو را محکوم به اعدام کرده‌اند. اعدام با چوبۀ دار».

او خطاب پسرش آیدین نوشته است که هنوز نمی‌داند چه جرمی مرتکب شده «که مستوجب چنین حکم عجیب و ناعادلانه‌ای» است؛ اما در پایان یادداشتش با اشاره به این‌که «بهار بار دیگر از راه رسیده است و این یعنی که هیچ زمستانی برای همیشه ماندنی نخواهد بود»، تأکید کرده است که «نباید نشست و زانوی غم در بغل گرفت. باید زندگی کرد و امیدوار بود».

حکم اعدام شریفه محمدی و تأیید این حکم با واکنش‌های گسترده‌ای از سوی نهادهای حقوق بشری داخلی و بین‌المللی و فعالان سیاسی و مدنی مواجه شده است

کلیدواژه‌ها