فدرالیسم؛ آذربایجان از مسئله هویت تا مسئله قدرت - آرین نوروزیان

آرین نوروز

یادداشت اختصاصی #پاراگراف 

جستاری پیرامون فدرالیسم در ایران و آذربایجان:

فدرالیسم را نباید صرفا یک مدل اداری برای تقسیم استان‌ها دانست.

در معنای عمیق‌تر، فدرالیسم پاسخی است به یک پرسش بنیادین سیاسی؛

قدرت باید در کجا متمرکز باشد و چه کسانی حق تصمیم‌گیری درباره سرنوشت خود را داشته باشند؟

در نظام های شدیدا متمرکز، فاصله میان قدرت و جامعه افزایش می‌یابد.

تصمیمی که باید در متن زندگی مردم شکل بگیرد، در مرکز گرفته می‌شود؛ فرهنگی که باید از درون جامعه بجوشد، از بالا مدیریت می‌شود و ملتی که باید درباره آینده خود مشارکت نماید، اغلب تنها به دریافت‌کننده تصمیمات مرکز تبدیل می‌شود.

فدرالیسم دقیقا در برابر این منطق قرار می‌گیرد؛ یعنی قدرت سیاسی تنها از بالا به پایین جریان نداشته باشد، بلکه از پایین به بالا نیز سازمان پیدا کند.

یعنی؛ در تعیین سیاست‌هایی که مستقیما با زندگی روزمره، فرهنگ، زبان و آینده اجتماعی سیاسی ملت خود ارتباط دارد نیز صاحب اختیار باشد.

بحث فدرالیسم در آذربایجان را نمیتوان تنها در واژه «قومیت» متروک ساخت.

بلکه مسئله عمیق‌تر از آن است، مسئله این است که؛ یک ملت تا چه اندازه حق دارد در تعریف، حفظ و بازتولید زندگی فرهنگی و سیاسی خویش نقش داشته باشد؟

زبان تورکی آذربایجانی، تاریخ و فرهنگ آذربایجان، واقعیت‌هایی اجتماعی‌ و تاریخی هستند؛ واقعیت‌هایی که با دستور سیاسی نه ایجاد می‌شوند و نه از میان می‌روند.

از همین رو مطالبه برای حفظ و گسترش زبان مادری، آموزش به زبان مادری، توسعه فرهنگی و مشارکت منطقه‌ای را الزاما نباید مترادف با تجزیه‌طلبی دید.

اگر قدرت در مرکز متمرکز باشد، مسئله فقط آذربایجان نخواهد بود؛ هر منطقه و جامعه‌ای ممکن است خود را در برابر مرکز ناتوان احساس کند و آن را تهدیدی جدی در مقابل هویت و حقوق ملی،مدنی خود در آینده بداند.

در واقع وحدتی که تفاوت را تحمل نمیکند، بیشتر به همگونی اجباری شبیه است تا وحدت سیاسی.

فدرالیسم سعی بر این دارد که این تناقض را حل کند؛ یعنی مرزهای ارضی واحدی را دارا باشد اما قدرت در یکجا متمرکز نشود و هویت ها و ملت‌های گوناگون ساکن در سرحدات خود را انکار ننماید، بلکه با تقسیم قدرت سیاسی در بین ملت‌های مختلف؛ ثبات سیاسی پایداری را دارا باشد و تبعیضات ملی، مدنی را از میان بردارد.

فدرالیسم دیگر صرفا یک اصطلاح حقوقی یا اداری نیست؛ بلکه میتواند به یک پروژه سیاسی برای توزیع قدرت، به‌ رسمیت‌ شناختن تفاوت و بازتعریف وحدت ملی تبدیل شود.

در نهایت، بحث فدرالیسم در آذربایجان را نمیتوان صرفا در چارچوب «تمرکزگرایی در برابر تجزیه‌طلبی» بررسی کرد؛ چرا که میان این دو قطب، طیف گسترده‌ای از گزینه‌ها مانند تمرکززدایی اداری، حکومت منطقه‌ای، خودمختاری و فدرالیسم وجود دارد، مسئله اصلی میتواند این باشد که چگونه ساختاری ایجاد شود که در آن وحدت سیاسی کشور، تنوع فرهنگی، برابری شهروندان و مشارکت سیاسی دموکراتیک در کنار یکدیگر قرار گیرند.

___

#پاراگراف 

@paragraph

کلیدواژه‌ها

منتشر شده در
منطقه
ایران