.
نگاه دموکرات: از «نه»های پرصدا تا «آری»های کارآمد.
چرا شعار "پهلوی بی شرفدی" افق سیاسی ترکها را نمیگشاید و راهِ ایجابی از کجا میگذرد؟
شعارهای سیاسی زمانی قدرت مییابند که بتوانند از سطح نفیِ یک وضعیت عبور کرده و به افق ایجابیِ یک نظم جایگزین برسند. شعار «پهلوی» ــ فارغ از نیت گویندگانش ــ دقیقاً در همین نقطه دچار فقر سیاسی است: شعاری سلبی، مبهم و فاقد برنامه که بیش از آنکه حامل پروژهای برای احقاق حقوق جمعی ترکها باشد، به نفی یک وضع موجود یا احیای یک خاطره تاریخی تقلیل مییابد. سیاست اما با خاطره اداره نمیشود؛ با طرح، نهاد و قدرت سازمانیافته پیش میرود.
از منظر پراگماتیسم عملی، شعار پهلوی نه ظرفیت بسیج پایدار دارد و نه توان ترجمه شدن به سیاست عمومی. این شعار هیچ پاسخ روشنی به پرسشهای بنیادین ترکها نمیدهد: حق زبان مادری چگونه تضمین میشود؟ سازوکار توزیع عادلانه قدرت چیست؟ نسبت مرکز و پیرامون چگونه بازتعریف میشود؟ در غیاب پاسخهای ایجابی، شعار به مصرف هیجانی میرسد و سپس تهی میشود.
مسئله مهمتر، قابلیت مصادره این شعار توسط حاکمیت است. تجربه نشان داده که هر شعار مبهم و فاقد برنامه، بهراحتی در دستگاه امنیتی-تبلیغاتی بازتعریف میشود: یا بهعنوان تهدیدی برای «تمامیت»، یا بهمثابه ابزار تخریب مطالبات واقعی ترکها. نتیجه روشن است: امنیتیسازی فضا در آذربایجان، بیاعتبار شدن خواستهای عادلانه، و انحراف افکار عمومی از مطالبات ساختاری. این همان جایی است که شعار سلبی، ناخواسته به ضد خود بدل میشود.
در مقابل، شعار اصیل ترکها ــ «آزادلیق، عدالت، میللی حکومت» ــ واجد سه مؤلفه ایجابی و عملی است. «آزادلیق» صرفاً آزادی فردی نیست؛ آزادی سیاسیِ مشارکت، سازمانیابی و بیان جمعی است. «عدالت» به معنای توزیع برابر منابع، فرصتها و قدرت میان ملتهاست، نه وعدهای اخلاقی و انتزاعی. و «میللی حکومت» دلالت بر خودحکمرانی دموکراتیک دارد؛ سازوکاری که در آن جامعه ترک بتواند درباره سرنوشت خود تصمیم بگیرد، در چارچوبی فدرال، دموکراتیک و حقوقمحور.
پراگماتیسم سیاسی ایجاب میکند که از شعارهایی که فقط «نه» میگویند عبور کنیم و به شعارهایی تکیه کنیم که «چگونه» را توضیح میدهند. «آزادلیق، عدالت، میللی حکومت» نه نوستالژی است و نه هیجان لحظهای؛ یک نقشه راه است. شعاری که میتواند به برنامه، نهاد و ائتلاف سیاسی ترجمه شود و دقیقاً به همین دلیل، کمتر قابل مصادره و بیشتر قابل تحقق است. سیاستِ رهایی، از همینجا آغاز میشود.