آذربایجان، اپوزیسیون ایران و ضرورت عبور از دوگانه‌های تحمیلی - حسن افراز- قسمت آخر ( سوم)

حسن افراز

معیارهای دوگانه؛ یکی از ریشه‌های بی‌اعتمادی

یکی از پرسش‌هایی که امروز از سوی بخشی از فعالان مدنی آذربایجان مطرح می‌شود، به نحوه قضاوت درباره ارتباط جریان‌های سیاسی ایران با کشورهای همسایه مربوط است.

به اعتقاد آنان، در فضای سیاسی ایران گاه نوعی معیار دوگانه به چشم می‌خورد. از یک سو، حضور یا فعالیت برخی احزاب کردی در اقلیم کردستان عراق، استفاده از امکانات آن منطقه، استقرار دفاتر سیاسی یا حضور نیروهایشان در آنجا، در بسیاری از تحلیل‌ها امری قابل درک یا دست‌کم بخشی از واقعیت سیاسی منطقه تلقی می‌شود. از سوی دیگر، هرگونه ارتباط فرهنگی، زبانی یا حتی حمایت معنوی از سوی جمهوری آذربایجان یا ترکیه نسبت به فعالان آذربایجانی، گاه به‌سرعت به‌عنوان وابستگی سیاسی یا همسویی با دولت‌های خارجی تعبیر می‌شود.

منتقدان این رویکرد می‌پرسند: اگر اصل ارتباط با کشورهای همسایه ذاتاً نامشروع است، این اصل باید درباره همه جریان‌ها به یک اندازه اعمال شود. اما اگر در شرایط پیچیده منطقه‌ای، برخی اشکال ارتباط سیاسی، رسانه‌ای یا انسانی قابل توضیح و مشروع تلقی می‌شود، چرا همین معیار درباره دیگر گروه‌ها به کار گرفته نمی‌شود؟

البته این بحث نباید به معنای تأیید بی‌قیدوشرط هرگونه رابطه با دولت‌های خارجی تلقی شود. مسئله اصلی، لزوم وجود معیارهای یکسان برای همه است. نقد وابستگی، اگر مطرح می‌شود، باید بر پایه معیارهای روشن، شفاف و برابر باشد، نه بر اساس هویت یا گرایش سیاسی یک گروه خاص.

حمایت از حقوق یک ملیت، به معنای نادیده گرفتن نگرانی ملیت دیگر نیست

یکی دیگر از چالش‌های موجود، نحوه جمع کردن دو مطالبه مشروع است.

از یک سو، بسیاری از نیروهای دموکرات ایران از حقوق فرهنگی، زبانی و سیاسی کردها دفاع می‌کنند و سیاست‌های امنیتی جمهوری اسلامی در مناطق کردنشین را مورد انتقاد قرار می‌دهند.

از سوی دیگر، بخشی از فعالان آذربایجان معتقدند که نگرانی‌های آنان درباره امنیت شهرهای آذربایجان، مخالفت با هرگونه ادعای سرزمینی یا نگرانی نسبت به پیامدهای احتمالی یک خلأ قدرت نیز باید با همان جدیت شنیده شود.

اگر یکی از این دو مطالبه به رسمیت شناخته شود و دیگری نادیده گرفته شود، نتیجه آن افزایش بی‌اعتمادی خواهد بود. همبستگی واقعی زمانی شکل می‌گیرد که همه ملیت‌های ایران احساس کنند نگرانی‌هایشان، فارغ از وزن سیاسی یا رسانه‌ای آنان، به رسمیت شناخته می‌شود.

ضرورت گفت‌وگوی صریح میان نیروهای دموکرات

شاید امروز بیش از هر زمان دیگری، اپوزیسیون ایران به گفت‌وگویی صریح و صادقانه نیاز دارد؛ گفت‌وگویی که در آن اختلاف‌ها پنهان نشود، اما به دشمنی نیز تبدیل نگردد.

اگر بخشی از جامعه مدنی آذربایجان درباره آینده شهرهای خود احساس نگرانی می‌کند، این نگرانی باید شنیده شود.

اگر جامعه کرد نسبت به تبعیض‌های تاریخی و حقوق فرهنگی خود دغدغه دارد، آن نیز باید شنیده شود.

اگر نیروهای بلوچ، عرب، ترکمن یا دیگر ملیت‌های ایران مطالبات مشخصی دارند، آنها نیز باید در همین چارچوب مورد توجه قرار گیرند.

دموکراسی، نه با حذف اختلاف‌ها، بلکه با مدیریت مسالمت‌آمیز آنها شکل می‌گیرد.

آینده اپوزیسیون؛ همکاری یا رقابت فرسایشی؟

تحولات سال‌های اخیر نشان داده است که صرف مخالفت با جمهوری اسلامی، برای ایجاد یک ائتلاف پایدار کافی نیست. هر نیروی سیاسی، افزون بر مخالفت با حکومت، باید پاسخ روشنی درباره آینده ایران، شیوه حل اختلافات، جایگاه حقوق همه ملیت‌ها و حدود استفاده از زور و مداخله خارجی ارائه کند.

از منظر نویسنده، یکی از مهم‌ترین درس‌های این دوره آن است که هیچ جریان سیاسی نباید انتظار داشته باشد صرفاً به دلیل مخالفت با جمهوری اسلامی، از نقد دیگر نیروهای دموکرات مصون بماند.

همان‌گونه که نقد سلطنت‌طلبی به معنای حمایت از جمهوری اسلامی نیست، نقد برخی سیاست‌ها یا راهبردهای احزاب کردی نیز الزاماً به معنای همسویی با جمهوری اسلامی نیست. همچنین مخالفت با جنگ یا مداخله نظامی خارجی نیز نباید به دفاع از حکومت تعبیر شود.

پذیرش این اصل، شرط لازم برای شکل‌گیری فرهنگ دموکراتیک است؛ فرهنگی که در آن استقلال فکری جایگزین وفاداری‌های مطلق و برچسب‌زنی سیاسی شود.

جمع‌بندی

ایران کشوری متنوع، چندملیتی و چنداتنیکی است. این تنوع، اگر بر پایه برابری حقوق شهروندی، احترام متقابل و گفت‌وگو مدیریت شود، می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین ظرفیت‌های کشور باشد؛ اما اگر به رقابت‌های هویتی، بی‌اعتمادی و معیارهای دوگانه دامن زده شود، همین تنوع می‌تواند به عاملی برای تعمیق شکاف‌های سیاسی و اجتماعی تبدیل شود.

مخالفت با جمهوری اسلامی، مخالفت با جنگ، مخالفت با مداخله خارجی، مخالفت با سلطنت‌طلبی یا نقد برخی راهبردهای احزاب کردی، هیچ‌یک به‌تنهایی دیگری را نفی نمی‌کند. یک جامعه دموکراتیک زمانی شکل می‌گیرد که افراد بتوانند بدون ترس از برچسب‌زنی، درباره همه نیروهای سیاسی پرسش کنند، آنها را نقد کنند و در عین حال به حقوق برابر همه شهروندان و همه ملیت‌های ایران پایبند بمانند.

شاید امروز مهم‌ترین وظیفه نیروهای دموکرات ایران، نه یافتن دشمنی تازه، بلکه بازسازی اعتماد از دست‌رفته باشد؛ اعتمادی که تنها از مسیر شفافیت، گفتگو، احترام متقابل و پذیرش معیارهای واحد برای همه بازیگران سیاسی به دست خواهد آمد.

کلیدواژه‌ها

منتشر شده در
منطقه
ایران