بیر کره یوکسلن بایراق، بیر داها ائنمز.
در تاریخ سیاسی، برخی نمادها به صورت فشرده ومعنادار، حامل یک فلسفه سیاسی میباشند. پرچم حکومت ملی آذربایجان در سال ۱۳۲۴ در تبریز، یکی از همین نمادهاست. این پرچم تنها نشانه یک حکومت کوتاهعمر نبود؛ بلکه بازنمایی بصری پروژهای از دولتداری دموکراتیک، تمرکززدایی، خودمختاری منطقهای و کثرتگرایی سیاسی بود.
بر طبق قانون اساسی مشروطه و اصل انجمنهای ایالتی و ولایتی، اراده ملت در جهت برپایی حکومتهای مرکزی در هر یک از ایالتهای ایران وتجمیع اراده قدرت سراسری در پارلمان مشروطه، مسئله اصلی حکومت ملی خودمختار در آذربایجان نیز عدالت در توزیع قدرت بود. نزاع اصلی بر سر این نبود که آذربایجان درون یا بیرون ایران باشد؛ نزاع بر سر این بود که آیا ایران باید بر پایه تمرکزگرایی تکمرکزی اداره شود یا بر مبنای نوعی حکمرانی چندسطحی که در آن ملتهای ساکن ایران، سوژه سیاسی محسوب شوند و اراده ملت تورک را در قامت خودمختاریت سیاسی آذربایجان رسمی سازند.
یکی از عناصر پراهمیت و نمادین این اراده جمعی ملی و عدالت در توزیع قدرت پرچم حکومت ملی خودمختار آذربایجان بود؛ زیرا پرچم، مانیفست بصری این ادعا بود که آذربایجان تنها ابژه اداره نیست، بلکه در فرآیند دولتسازی مشارکت فعال داراست.
پرچم بهمثابه سند دولت خودمختار
بیانیه ۱۲ شهریور فرقه دموکرات آذربایجان روشن میکرد که مطالبه مرکزی، خودمختاری در چارچوب حاکمیت ایران است، نه جدایی. از منظر فلسفه سیاسی، این مطالبه را میتوان در چارچوب مفاهیمی چون فدرالیسم دموکراتیک، پلورالیسم نهادی و عدم تمرکز ساختاری قدرت فهمید.
وجود پرچم مستقل نیز الزاماً به معنای استقلال کامل نیست. در بسیاری از نظامهای فدرال، واحدهای خودگردان دارای پرچم و نماد رسمیاند. بنابراین، پرچم حکومت ملی آذربایجان را باید نماد شخصیت حقوقی و سیاسی یک واحد خودمختار دانست.
این پرچم علیه تمامیت ارضی نبود؛ علیه انحصار مرکز بر قدرت، زبان و حافظه بود.
تبیین فشرده المانهای پرچم
سه رنگ سبز، سفید و سرخ، نخستین لایه معنایی پرچم را میسازند.
سبز نماد حیات، تداوم فرهنگی و امید جمعی است؛ بیانگر جامعهای که میخواهد مدرن شود بدون آنکه حافظه تاریخی خود را از دست بدهد.
سفید نماد قانون، صلح مدنی و مشروعیت نهادی است؛ نشانه اینکه دولت مطلوب، دولت مبتنی بر نظم حقوقی است نه صرف زور.
سرخ نماد اراده سیاسی، پویایی اجتماعی و انرژی تحولخواه مردم است.
اما قلب پرچم در نشان مرکزی آن قرار دارد.
مشعل برافروخته نماد روشنگری و آگاهی سیاسی است؛ بیان این اصل که رهایی بدون آگاهی ممکن نیست.
کوهها نماد استواری تاریخی و شخصیت جغرافیایی آذربایجاناند.
قالیچه مظهر هنر دستی آذربایجان.
خوشههای گندم و تاک نیز نماد برکت، عدالت اقتصادی، تولید و پیوند دولت با زندگی مادی مردماند.
این عناصر در کنار هم، تصویری از دولت اجتماعی، مردممحور و توسعهگرا ارائه میکنند.
فلسفه «بیر کره یوکسلن بایراق، بیر داها ائنمز»
گزاره مشهور محمد امین رسولزاده روشنفکر و رهبر سیاسی اولین جمهوری دموکراتیک جهان شرق در آذربایجان ۱۹۱۸ «بیر کره یوکسلن بایراق، بیر داها ائنمز» (پرچمی که یکبار برافراشته شود، دیگر پایین نخواهد آمد) حامل فلسفهای عمیق در باب حافظه سیاسی، تداوم تاریخی و بازتولید سوژگی جمعی است.
در فلسفه سیاسی، شکست یک دولت الزاماً به معنای مرگ ایده آن نیست. ممکن است ساختار فروبپاشد، اما امر سیاسی در حافظه جمعی باقی بماند. پرچم برافراشته، تنها پارچهای در باد نیست؛ تبدیل به «دال سیاسی» میشود نشانهای که در هر دوره تاریخی میتواند دوباره معنا یابد.
معنای عمیق این شعار آن است که: اگر ملتی یکبار خود را بهعنوان سوژه سیاسی تجربه کند، بازگرداندن کامل او به وضعیت ابژهبودن دشوار میشود.
حکومت ملی فروپاشید، اما ایدههای بنیادین آن، خودگردانی، عدالت زبانی و کرامت ملی فرو نریختند.
بازنمایی دوباره پرچم در افق ایران فدرال
امروز بازخوانی پرچم حکومت ملی آذربایجان صرفاً کاری تاریخی نیست؛ کنشی سیاسی-نظری است.
در افق یک ایران دموکراتیک فدرال، این پرچم میتواند دوباره بهعنوان نماد فدرالیسم آذربایجان بازخوانی شود؛ نه بهعنوان نماد گسست، بلکه بهعنوان نماد بازطراحی قرارداد سیاسی ایران.
فدرالیسم در اینجا نه فقط تنها تقسیم اداری بلکه، فدرالیسم مکانیزمی برای:
- توزیع افقی قدرت
- بهرسمیتشناسی ملتها
- تضمین عدالت زبانی
- جلوگیری از استبداد مرکزگرا
- تعمیق دموکراسی مشارکتی
است.
در نظامهای مرکزگرا، تفاوت اغلب به تهدید تبدیل میشود. اما در دولتهای کثرتگرا، تفاوت به منبع مشروعیت بدل میشود.
از این منظر، بازنمایی دوباره پرچم حکومت ملی آذربایجان میتواند بازنمایی دوباره یک اصل بنیادین نیز باشد:
وحدت پایدار از راه انکار تفاوت حاصل نمیشود؛ از راه نهادینهسازی تفاوت حاصل میشود.
این همان گذار از دولت یکپارچهساز به دولت دموکراتیک چندملیتی است.
پرچم حکومت ملی آذربایجان، سندی از لحظهای است که آذربایجان خود را نه پیرامون خاموش، بلکه سوژهای فعال در دولتسازی تعریف کرد.
امروز نیز اهمیت آن در همین است: یادآوری اینکه دموکراسی بدون بازآرایی ساختار قدرت ناقص میماند.
پرچمی که یکبار برافراشته شد، شاید از میله پایین آمده باشد؛
اما اگر در حافظه تاریخی و آگاهی سیاسی یک ملت زنده بماند، در معنای عمیقتر هرگز فرود نیامده است.
بیر کره یوکسلن بایراق، بیر داها ائنمز.
نگاه دموکرات - هیئت تحریریه حزب دموکرات آذربایجان