شرارت در لباس دموکراسی‌ خواهی ؛ محسن_غایبزاده

محسن غایبزاده

یادداشت اختصاصی #پاراگراف

در تاریخ معاصر آذربایجان، دموکراسی همواره هزینه داشته است. از انقلاب مشروطه تا جنبش‌های سیاسی یک قرن اخیر، روایت مبارزه در این سرزمین بیش از آنکه با اسلحه نوشته شده باشد، با فداکاری، محرومیت و ایستادگی پیوند خورده است. روایت مشهور «خاک خوردن برای دموکراسی» در تبریز، صرف‌ نظر از جنبه نمادین آن، بازتاب همین فرهنگ سیاسی است؛ فرهنگی که مشروعیت را نه از قدرت اسلحه، بلکه از اراده مردم و مقاومت مدنی جست‌وجو می‌کند.

در بیش از یکصد سال گذشته، بخش قابل توجهی از جریان‌های سیاسی آذربایجان، با وجود تفاوت‌های فکری و سیاسی، کوشیده‌اند مطالبات خود را بر محور حقوق سیاسی، فرهنگی، زبانی و حق تعیین سرنوشت دنبال کنند. ویژگی مهم این رویکرد آن بوده که، دست‌کم در بیان مطالبات، از ورود به ادعاهای ارضی و دامن زدن به خشونت‌های قومی پرهیز کرده و تلاش کرده است مسائل را در چارچوب مرزهای سیاسی ایران پیگیری کند.

در مقابل، آنچه امروز از سوی برخی جریان‌های منتسب به کُردها در غرب آذربایجان مشاهده می‌شود، پرسش‌های جدی و نگران‌کننده‌ای را ایجاد کرده است. استفاده از عنوان «کردستان» برای ارومیه و دیگر شهرهای غرب آذربایجان، تنها یک اختلاف لفظی نیست؛ بلکه از نگاه منتقدان، می‌تواند بخشی از یک پروژه هویت‌سازی با پیامدهای سیاسی و سرزمینی باشد. هنگامی که این ادبیات با حضور و فعالیت جریان‌های مسلح همراه می‌شود، نگرانی‌ها درباره آینده همزیستی در منطقه نیز افزایش می‌یابد.

غرب آذربایجان، طی دهه‌های گذشته، تحت تأثیر سیاست‌های دولت‌های مختلف و تحولات سیاسی و امنیتی منطقه، شاهد جابه‌جایی‌های جمعیتی نیز بوده است. از همین رو، هرگونه روایت از تاریخ و جغرافیای این منطقه، بدون در نظر گرفتن این تحولات، روایتی ناقص خواهد بود. با این حال، تغییر ترکیب جمعیتی یا حضور گروه‌های مهاجر، به‌ خودی‌ خود نمی‌تواند مبنایی برای تغییر هویت تاریخی یا طرح ادعاهای ارضی نسبت به یک سرزمین باشد.

دموکراسی زمانی معنا پیدا می‌کند که به رأی مردم، گفت‌وگو و پذیرش دیگری متکی باشد. اگر مطالبه‌ای سیاسی با تکیه بر قدرت اسلحه، تهدید یا ادعای تصرف سرزمین مطرح شود، دیگر در چارچوب دموکراسی قرار نمی‌گیرد؛ بلکه به مسیری وارد می‌شود که حاصل آن بی‌اعتمادی، خشونت و گسترش شکاف‌های قومی خواهد بود.

تاریخ آذربایجان نشان داده است که مردم این سرزمین برای آزادی و عدالت هزینه داده‌اند، اما کمتر به دنبال تحمیل خواسته‌های خود از طریق خشونت بوده‌اند. همین تفاوت، مرز میان یک مطالبه دموکراتیک و یک پروژه مبتنی بر زور را مشخص می‌کند.

در نهایت، هیچ جریان سیاسی نمی‌تواند با تکیه بر سلاح، برای خود حق تاریخی خلق کند یا مرزهای هویتی و جغرافیایی را بازتعریف نماید. همان‌گونه که آزادی از لوله تفنگ به دست نمی‌آید، مالکیت بر سرزمین نیز با تهدید و قدرت نظامی به دست نخواهد آمد.

سرزمینی که یکی از ماندگارترین نمادهای سیاسی آن «خاک خوردن برای دموکراسی» است، با صدای اسلحه متقاعد نخواهد شد. اگر قرار است آینده‌ای مبتنی بر همزیستی و صلح ساخته شود، راه آن احترام متقابل، گفت‌وگو و پذیرش واقعیت‌های تاریخی است، نه شرارتی که در لباس دموکراسی‌ خواهی ظاهر شود.
____
برگرفته از: #پاراگراف 
https://t.me/Paragraph
 

کلیدواژه‌ها

منتشر شده در
منطقه
ایران