محرم ایماز اهل روستای قالاجیق در سراب بود که چند روز پیش در ۹۸ سالگی در مونشن گلادباخ آلمان درگذشت.
سراب شهری با گذشته درخشان و امروز خاموش است. فاطمه قدیری، هنرپیشه و هنرمند ملی تئاتر آذربایجان از سراب برخاسته و در قبرستان فخری باکو آرمیده است. میرزه ابراهیموف؛ نویسنده بیش از ۴۰ جلد کتاب در ادبیات آذربایجان، در روستای اؤوه در نزدیکی دوزدوزان بدنیا آمده و تا ده سالگی، پدر، مادر، خواهر و برادرش را از دست داده و با آن همه مشکلات، در سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۵ به جمع نویسندگان مجله «وطن یولوندا» پیوست و بعد از شکست فرقه به باکو رفته و بعدها دبیر کانون نویسندگان آذربایجان و وزیر فرهنگ آن کشور شد.
و محبوبترین چهره تاریخ سراب برای من، غلامرضا جاویدان است که فرماندار مراغه بود و بعد از شکست فرقه او را به دار آویختند. طبق گزارش سرتیپ صفاری، رئیس شهربانی کل کشور، غلامرضا جاویدان به همراه محمدرضا حاجیزاده و علیاکبر رامتین توسط دادگاه به اعدام محکوم شدند و ساعت ۶ صبح روز ۴ اسفند ۱۳۲۵ در مقابل عمارت شهرداری تبریز (ساعات قاباغی) با اجرای تشریفات لازمه به دار آویخته شدند.
در چرایی خاموشی فعلی سراب، محمد مالجو در کتاب «کوچ در پی کار و نان» مینویسد که گزارشات شهربانی کل کشور نشان میدهد، تنها در بیستم مرداد ۱۳۲۶، شانزده نفر در شهر سراب اعدام شدهاند. همچنین در گزارش محرمانه اداره کل کار آذربایجان قید شده که در فاصله سالهای ۱۳۲۷ تا ۱۳۲۹، ۹۰٪ اراضی سراب بدلیل بیبذری شخمزده ماند و نماینده مجلس سراب و میانه گفت که عده زیادی از ساکنین، از گرسنگی تلف شدهاند و اکثر روستاها فاقد جمعیت شده است.
در همین خیالات بودم که طاهر نقوی؛ وکیل دادگستری و زندانی سیاسی اهل روستای اسفیستان سراب از زندان اوین به من زنگ زد و یادم افتاد که امثال طاهر مشعلهای روشن امروزی آن شهرند و باز یادم افتاد که پنج سال پیش، وقتی این هنرمند در انجمن ادبی کرج اجرا کرد، فشار زیادی بر او و خانواده او و مسئولان انجمن ادبی کرج تحمیل شد و طاهر نقوی داوطلبانه پا پیش نهاده و مسئولیت آن مراسم را برعهده گرفته و با خانواده این هنرمند و مسئولان انجمن ادبی صحبت کرده و گفت که در صورت هرگونه احضار، من پاسخگو بوده و خودم مراجعه خواهم کرد و با اینکار قوت قلب دوستان و فعالان شد و حالا که او در زندان است، ما باید قوت قلب آنها باشیم.
-----------
@ibrahimsavalan