فاجعه سولدوز (نقده) یکی از تلخترین و در عین حال روشنگرترین رخدادهای تاریخ معاصر ایران است؛ رخدادی که نشان میدهد چگونه یک جامعه با پیشینهای از همزیستی مسالمتآمیز میان ملیتهای مختلف میتواند در مدت زمانی کوتاه به صحنه خشونت و کشتار تبدیل شود. بازخوانی این واقعه نه برای دامن زدن به اختلافات، بلکه برای روشن کردن حقیقت، تعیین مسئولیتها و جلوگیری از تکرار آن در آینده ایران یک ضرورت تاریخی و سیاسی است.
واقعیت این است که فضای شهر سولدوز (نقده) پیش از آغاز درگیریها، بهصورت طبیعی و خودبهخود به سمت خشونت نرفت. آنچه رخ داد، نتیجه یک روند مشخص و قابل شناسایی بود؛ روندی که در آن نیروهای مسلح وابسته به حزب دموکرات کردستان ایران (حدکا) نقش محوری و مهندسی در مسلحسازی فضا و تغییر توازن روانی و امنیتی شهر ایفا کردند. در یک خلا حکومتی که چند ماه بعد از سرنگونی رژیم پهلوی ایجاد شده بود ، ورود گسترده سلاح به عرصه عمومی، خرید و فروش آن، و نمایشهای سازمانیافته قدرت مسلحانه در خیابانهای شهر، … عملاً شرایطی را ایجاد کرد که در آن مناسبات عادی اجتماعی میان ملیتهای مختلف جای خود را به فضای بیاعتمادی و تنش داد.
در چنین شرایطی، تیراندازیهای شبانه، ایجاد ناامنی در مسیرها و گسترش حس بیثباتی، بهویژه در میان ساکنان تورک شهر، موجی از ترس و بیاعتمادی ایجاد کرد. این وضعیت بهصورت مستقیم به مهاجرت بخشی از جمعیت تورک سولدوز (نقده) انجامید؛ مهاجرتی که نه یک انتخاب آزاد، بلکه نتیجه شرایط تحمیلشده ناامنی و رعب بود. این امر، خود نشانهای از تأثیر عمیق سیاستهای تنشزا بر بافت جمعیتی و اجتماعی منطقه بود.
در اوج این وضعیت، برگزاری تجمعات گسترده مسلحانه در شهری که در شرایط خلأ امنیتی و تنش شدید قرار داشت، نقش تعیینکنندهای در حرکت به سمت درگیری ایفا کرد. این اقدامات که توسط برنامهریزان و مسئولان محلی همان جریانهای مسلح سازماندهی شد، عملاً بهعنوان یک اقدام تحریکآمیز عمل کرده و شرایط را به نقطه انفجار رساند. در چنین بستری، آغاز درگیری امری اجتنابناپذیر شده بود و فاجعهای انسانی شکل گرفت.
لازم است بهصراحت تأکید شود که این فاجعه حاصل یک روند طبیعی یا خودجوش نبود. این رخداد نتیجه مستقیم سیاستها، تصمیمات و اقدامات مشخص نیروهایی بود که آگاهانه به سمت مسلحسازی فضا و ایجاد تنش حرکت کردند. بنابراین، مهندسان و برنامهریزان این وضعیت باید بهصورت شفاف معرفی شده و در برابر تاریخ، افکار عمومی و وجدان جمعی پاسخگو باشند. هرگونه تلاش برای پنهانسازی این واقعیتها، مانعی در مسیر فهم صحیح گذشته و جلوگیری از تکرار آن در آینده خواهد بود.
در عین حال، باید تأکید کرد که قربانیان اصلی این فاجعه، مردم عادی از ملیتهای مختلف بودند. انسانهایی که نه در تصمیمگیریها نقشی داشتند و نه در طراحی این بحران، اما بیشترین هزینه را پرداختند. با وجود شرایط سخت، در موارد متعددی مردم از ملیتهای مختلف به یکدیگر پناه دادند و نشان دادند که بنیانهای همزیستی و انسانیت، فراتر از سیاستهای تفرقهافکنانه است.
همچنین باید مورد توجه قرار گیرد که نیروهای دولتی در مراحل اولیه این بحران حضور مؤثری نداشتند و زمانی وارد شدند که درگیریها آغاز شده و کشتار به وقوع پیوسته بود. این تأخیر، نقش تعیینکننده خلأ قدرت و نبود مدیریت مسئولانه در تشدید بحران را برجسته میکند.
بر این اساس، ما بر این باوریم که بازخوانی فاجعه سولدوز (نقده) باید بهعنوان بخشی از یک برنامه سیاسی برای آینده ایران در نظر گرفته شود. این تجربه نشان میدهد که مسلحسازی جامعه، تحریکات سازمانیافته و بهرهبرداری سیاسی از هویتهای ملی، میتواند در زمانی کوتاه یک جامعه را به سمت خشونت سوق دهد. از اینرو، هرگونه پروژه سیاسی در آینده ایران باید بر پایه نفی خشونت، رد برتریطلبی ملی ، توسعه طلبی ، خاک طلبی و تضمین همزیستی برابر میان تمامی ملیتها استوار باشد.
ما تأکید میکنیم که در شرایط گذار سیاسی آینده ایران، هوشیاری نسبت به چنین تجربههایی ضروری است. شناخت عاملان، پذیرش مسئولیتها و پایبندی به اصول عدالت، برابری و همزیستی، شرط اساسی جلوگیری از تکرار فجایع مشابه است.
فاجعه سولدوز (نقده) یک هشدار تاریخی است؛ هشداری که به ما یادآوری میکند هیچ بحرانی بدون زمینه و هیچ خشونتی بدون عامل شکل نمیگیرد. آیندهای امن و عادلانه تنها زمانی ممکن است که با گذشته صادقانه مواجه شویم و از آن درس بگیریم.
زنده باد اتحاد و همبستگی ملیتهای مختلف ایران در چارچوبی ساختار غیر متمرکز متشکل از ایالتها
زنده باد دموکراسی ، همزیستی برابر و برادرانه ملیتها در تمام ایالتها
حزب دموکرات آذربایجان
۲۴ فروردین ۱۴۰۴
برابر با ۱۳ آوریل ۲۰۲۶