تا چند ماه پیش که آمار کشتار و اعدام نجومی نبود، میشد درباره تک تک آنها نوشت و فضای مجازی بعضاً مملو از ویدیوها و مطالب مربوط به آنها میشد. ولی حالا، امکان پرداختن به این همه فلاکت وجود ندارد و گاهی در حد یک خبر از کنارشان میگذریم و تازه میفهمم که چرا آثار و مکتوبات متناسبی درباره تک تک ستارگان غروب کرده در سالهای ۱۳۲۵ و ۱۳۲۶ آذربایجان وجود ندارد. زیرا حجم کشتار و اعدام در آن سالها نیز چنان زیاد بوده که کسی یا کسانی توان نوشتن درباره آن همه کشتار را نداشتند.
سال ۱۴۰۱ وقتی کشتهها، اعدامی و زندانیان اصفهان را بررسی میکردم، متوجه درصد بالای لرها و ترکها در میان آنها شدم. زیرا خشم و قهر انقلابی در میان طبقات فرودست بیشتر از طبقه برخودار است و هر سه اعدامی مربوط به «پرونده خانه اصفهان» از روستاهای بلطاق، شیخشبان و گردسفلی و اماکنی با هویت لری و ترکی بودند و یکی از اعدامیهای امروز نیز از روستایی با جمعیت لر و ترک است.
در زندانها، شاید شاهد هفتاد مورد اعدام بودهام و شهادت میدهم که شب و روز قبل از اعدام بالاترین دردی است که جسم یک آدم میتواند تحمل کند و فرد اعدامی تحت آن فشار میخواهد با هر کسی که چشم در چشم میشود، صحبت کند. نمیدانم میخواهد همدردی یا دلداری بشنود یا سخنانش را به زبان بیاورد تا به بازماندگان او برسانند، بازماندگانی که آنها نیز با اعدام او میمیرند.
هربار که درباره اعدام مینویسم یاد یکی از فداییان روستای قرهدرویش مشکین در سال ۱۳۲۵ میافتم که فرمانده ارتش شاهنشاهی، بعد از شکست فرقه دموکرات میخواهد ابتدا او را بترساند و بعد بکشد. فدایی به چوبهدار بسته شده و جوخه آتش در برابرش به صف شده، لحظاتی نفسها در سینه حبس و فریاد «آتش»، تپیدن ماشه تفنگها و صدای تق تق تق. ولی فشنگی شلیک نمیشود. زیرا تفنگها خالی بوده و آن فرمانده تصمیم داشته تا آن فدایی را نه بوسیله فشنگ، بلکه با ترس مرگ و لحظاتی که چشمانش را بسته و منتظر شلیک میشود، بکشد و آن عمل شنیع را بارها تکرار میکند تا اسیرش بدون شلیک فشنگی بمیرد.
کمتر کسی میتواند حالات درونی انسان را مانند داستایفسکی توصیف کند و او که خودش در جوانی به اعدام محکوم شده و مدتی در سلول انفرادی منتظر اجرای حکم بوده، با اتکا به همین تجربه و نبوغ سرشارش، لحظات انتظار مرگ را به طرزی عجیب، عمیق و دردناک توصیف کرده است ولی آن هم در مقابل واقعیت اعدام، به نظر ناقص میآید.
-----------
@ibrahimsavalan