در پاسخ به این سوال که «چرا اپوزیسیون ایران نمیتواند متحد شود؟» باید به تجربه ائتلافهای متکثر موجود نگاه کنیم.
من از وجود چنین ائتلافهایی استقبال میکنم، چون همین تجربهها به ما نشان میدهند که اختلاف واقعی کجاست و چرا با وجود اشتراکات فراوان، همکاری پایدار تا این اندازه دشوار شده است.
ما، بهعنوان حزب دموکرات آذربایجان، هم در کنگره آزادی ایران حضور داریم و هم در کنگره مشترک جمهوری خواهاندموکرات و فدرال دموکرات . تجربه من در این دو مجموعه نشان میدهد که دستکم دو مسئله اساسی مرتباً خود را بازتولید میکند:
مسئله اول، رابطه «مرکز و پیرامون» و بهطور مشخص مسئله تمرکزگرایی است.
به نظر من یک قرن ساختار بهشدت متمرکز در ایران فقط بر نظام حکمرانی تأثیر نگذاشته، بلکه رسوبات عمیقی در ذهنیت سیاسی و حتی در بخشهایی از جامعه روشنفکری و دموکراتیک ایران بر جای گذاشته است. بسیاری در حرف، تکثر ایران و حقوق برابر همه مردم را میپذیرند؛ اما وقتی بحث از مشارکت واقعی در قدرت و ساختار آینده کشور به میان میآید، پذیرش این تکثر بسیار دشوارتر میشود.
یعنی حضور نیروهای متعلق به مناطق و ملیتهای مختلف تا زمانی پذیرفته میشود که در حد حضور در یک جلسه، ائتلاف یا رسانه باقی بماند؛ اما وقتی سؤال این میشود که این تکثر در ساختار سیاسی ایران آینده چگونه باید بازتاب پیدا کند و آیا باید به سوی یک نظام واقعاً غیرمتمرکز حرکت کرد، مقاومتها آغاز میشود.
به اعتقاد من، این یکی از موانع جدی اتحاد اپوزیسیون است.
ما باید بتوانیم بپذیریم که تکثر ملی، زبانی و فرهنگی الزاماً تهدیدی برای یک کشور نیست. در جهان نمونههای متعددی از کشورهای متکثر وجود دارد که با ساختارهای مدرن و غیرمتمرکز اداره میشوند و همین تکثر نه موجب فروپاشی آنها شده و نه مانع پیشرفتشان. مسئله اصلی، چگونگی تنظیم دموکراتیک رابطه میان اجزای یک کشور است.
اما مانع دومی هم وجود دارد و من فکر میکنم باید درباره آن نیز به همان اندازه صریح صحبت کنیم.
همانطور که تمرکزگرایی در بخشی از اپوزیسیون مرکزگرا مشکلساز است، در سوی دیگر نیز گرایشهایی در میان برخی نیروهای منتسب به پیرامون وجود دارد که به جای تکیه بر عاملیت مردم ایران و همکاری برابر ملیتها و گروههای مختلف برای گذار از جمهوری اسلامی، چشم به مداخله و حمایت قدرتهای خارجی دوختهاند که شاید «از این نمد کلاهی هم به ما برسد»!
من این رویکرد را نیز به همان اندازه خطرناک میدانم.
بهویژه هنگامی که در شرایط جنگ یا مداخله خارجی، تغییر مرزهای داخلی، تصرف یا کنترل مناطقی با ترکیب جمعیتی متفاوت، یا گسترش قلمرو سیاسی یک جریان مطرح شود، دیگر مسئله صرفاً مطالبه حقوق ملی یا مبارزه با تمرکزگرایی نیست. چنین رویکردی میتواند مستقیماً به منازعه میان مردمی منجر شود که باید در کنار یکدیگر برای آزادی و دموکراسی مبارزه کنند. دقیقا همانطور که در دیدگاه های حزبی مان هممنتشر میشود ما آن زمان با «ترور و نیروهای تروریستی اشغالگر داخلی» روبروخواهیم شد. این به آن دلیل که هیچ یک از ساکنان و شهروندان مناطق مختلف کشور، اشغالگری را به بهانه «مبارزه با رژیم و دفاع مشروع مسلحانه » ، که نه بسوی تهران و قرار گاه های رژیم بلکه به سوی آنها وخانه کاشانه هایشان نشانه رفته است، بر نخواهند تابید.
در مورد برخی جریانها و رهبران احزاب کردی نیز اظهارات و مواضعی مطرح شده است که از آمادگی برای استفاده از فرصت ناشی از جنگ یا حمایت خارجی سخن میگوید. اگر نیرویی تصور کند که میتواند در شرایط جنگ، با اتکا به یک قدرت خارجی، کنترل مناطقی از جمله مناطق ترکنشین آذربایجان غربی و ارومیه را به دست بگیرد، از نظر من این دیگر نه مبارزه دموکراتیک است و نه راهحلی برای مسئله ملی. چنین رویکردی فقط زمینه یک منازعه تازه را در فردای جمهوری اسلامی فراهم میکند.
بنابراین ما با دو مانع روبهرو هستیم: از یک سو تمرکزگراییای که هنوز حاضر نیست تکثر واقعی ایران و مشارکت ساختاری ملیتها و مناطق مختلف را بپذیرد؛ و از سوی دیگر، گرایشهایی که حل مسئله را نه در همکاری دموکراتیک مردم ایران، بلکه در مداخله خارجی و تغییر توازنهای سرزمینی جستوجو میکنند.
هر دو رویکرد اعتماد را از بین میبرند.
منبع :
https://adparty.org/fa/video/chrayy-dm-hmkary-apwzysywn-ayran-dktr-symyn-sbry-dr-brnamh-rmz-pyrwzy