سخنرانی دکتر سیمین صبری سخنگوی حزب دموکرات آذربایجان در کنفرانس « کنگره آزادی ایران »- احزاب و‌دموکراسی

سیمین صبری

دوستان و همراهان گرامی

امروز می‌خواهم درباره یکی از بنیادی‌ترین ستون‌های دموکراسی صحبت کنم؛ موضوعی که بدون درک آن، فهم دموکراسی ناقص خواهد بود: نقش احزاب سیاسی.

واقعیت این است که دموکراسی در عمل، بدون تحزب معنای واقعی خود را از دست می‌دهد. در بسیاری از کشورهای پیشرفته، این احزاب هستند که اراده مردم را سازماندهی، نمایندگی و منتقل می‌کنند. رأی مردم، اغلب نه به‌صورت فردی، بلکه از طریق برنامه‌ها و چارچوب‌هایی که احزاب ارائه می‌دهند، معنا پیدا می‌کند.

احزاب سیاسی با تدوین برنامه‌های مشخص—در کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت—برای اداره کشور، تلاش می‌کنند بهترین چشم‌انداز ممکن را از دیدگاه خود برای جامعه ترسیم کنند. این برنامه‌ها به مردم امکان انتخاب آگاهانه می‌دهد. مردم تصمیم می‌گیرند که کدام مسیر، کدام برنامه، و کدام دیدگاه را برای آینده کشور مناسب‌تر می‌دانند.

اما همیشه نتیجه انتخابات به‌گونه‌ای نیست که یک حزب به‌تنهایی بتواند قدرت را در دست بگیرد. در چنین شرایطی چه اتفاقی می‌افتد؟

اینجاست که مفهوم ائتلاف یا کوالیشن مطرح می‌شود. احزاب با وجود اختلاف نظرها، به‌خاطر منافع ملی و برای جلوگیری از بن‌بست سیاسی، با یکدیگر به توافق می‌رسند. آن‌ها دست همکاری به سوی هم دراز می‌کنند تا بتوانند دولت تشکیل دهند، کابینه بسازند و کشور را اداره کنند.

این روند را ما بارها در کشورهای مختلف دیده‌ایم. به‌عنوان نمونه، در کشورهایی مانند کشورهای معروف به کشورهای رفاه ، تشکیل دولت اغلب نتیجه ائتلاف میان چند حزب است. این نشان می‌دهد که دموکراسی فقط رقابت نیست، بلکه هنر همکاری نیز هست.

در واقع، احزاب سیاسی همانند شبکه عصبی یک جامعه عمل می‌کنند. آن‌ها با شناخت دقیق حوزه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، می‌توانند در بزنگاه‌های حساس، تهدیدها را به فرصت تبدیل کنند. به‌ویژه در جوامع چندگانه و متنوع، این نقش حیاتی‌تر می‌شود

حال بیایید به کشور خودمان نگاه کنیم؛.

ما در کشوری زندگی می‌کنیم که از نظر فرهنگی، اتنیکیی، زبانی و مذهبی بسیار متنوع است. از خراسان و سیستان و بلوچستان گرفته تا استان های مرکزی که به علت سیاستهای ویرانگر مرکز باعث فرار و سرازیری بعضا پا برهنگان از پیرامون به مرکز شده اند ، از خطه الاحواز تا لرستان و همچنین کردستان، آذربایجان، در هیچ نقطه‌ای نمی‌توان گفت که جامعه کاملاً از نظر تمرکز ملیتها یکدست است.تکرار میکنم ، جای جای این‌کشور «مختلط» می‌باشد.

این تنوع، اگر به‌درستی مدیریت نشود، می‌تواند به چالش تبدیل شود. به جای فرصت به تهدید تبدیل گردد. اما اگر در چارچوب یک نظام دموکراتیک و غیرمتمرکز قرار گیرد، می‌تواند به بزرگ‌ترین فرصت برای پیشرفت و همبستگی ملی بدل شود.

نکته بسیار مهم این است که در چنین کشوری، نمی‌توان بر اساس تبار،  یا مذهب، ساختار سیاسی را تعریف کرد. آنچه ما را به هم پیوند می‌دهد، هویت مشترک شهروندی است در «میهنی مشترکی » به نام  ایران.

اما ، نه ایرانی تک‌خاندانی یا تک بیتی که بلایای جانسوز آن را با زمینه سازی آمدن دیکتاتورها در مرکز کشیده ایم.

بلکه در یک چارچوبی باید ساختار سازی کرد که دموکراسی از پایین به بالا برای همه شهروندان—صرف‌نظر از تبار، جنسیت، مذهب یا زبان—سوای این که در کدام قسمت این کشور خط خطی و یا مختلط زندگی میکنند ، برخورداری از حقوق برابر و‌اداره مشترک ‌‌همگانی بر اساس شایسته سالاری فراهم باشند.

حق رأی برابر، مشارکت و برابر در اداره مناطق موسوم به ایالت‌ها در یک کشور دارای حکومت غیر متمرکز و دسترسی برابر به فرصت‌ها، اصولی هستند که باید در مرکز هر نظام دموکراتیک قرار گیرند.

و اینجاست که دوباره نقش احزاب برجسته می‌شود.

احزاب می‌توانند بستری فراهم کنند که همه صداها شنیده شود. می‌توانند نماینده واقعی تنوع جامعه باشند. و از طریق ائتلاف‌ها، می‌توانند این تنوع را به وحدت در عمل تبدیل کنند.

در مسیر آینده، به‌ویژه در میان نیروهای مخالف و اپوزیسیون، نیاز به چنین نگاهی بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. تشکیل ائتلاف‌های فراگیر، بر پایه احترام متقابل و اهداف مشترک، می‌تواند گامی اساسی به سوی ساختن آینده‌ای دموکراتیک باشد.

آینده‌ای که در آن، قدرت نه در انحصار یک گروه، بلکه در دست مردم و از طریق سازوکارهای شفاف و حزبی اعمال می‌شود.

در پایان، فراموش نکنیم:

دموکراسی فقط یک شعار نیست—یک ساختار است.

و احزاب سیاسی، ستون‌های اصلی این ساختار هستند.

سپاس از توجه شما

۲۸ مارس ۲۰۲۶ -لندن 

https://youtu.be/qaDqaSNJCLY?is=4G76PCRGhFzzk2yk

کلیدواژه‌ها

منتشر شده در
منطقه
ایران