.
۲۱ مرداد ۱۳۹۱، قرهداغ یکی از تلخترین روزهای تاریخ معاصر آذربایجان را تجربه کرد. دو زمینلرزه با بزرگی ۶٫۴ و ۶٫۳ ریشتر، اهر، ورزقان و هریس را لرزاندند و دامنه خسارت به تبریز نیز رسید. در این فاجعه ۳۰۶ نفر جان باختند و حدود ۱۵۵ هزار نفر آسیب دیدند. ۱۸ هزار و ۶۱۸ واحد مسکونی خسارت دیدند که ۵ هزار و ۳۲۹ واحد بهطور کامل تخریب شدند؛ همچنین ۴۱۰ روستا آسیب دیدند و ۶۵ روستا بهطور کامل از بین رفتند. خسارت مالی نیز بیش از ۱۰ هزار و ۷۹ میلیارد ریال برآورد شد.
اما تاریخ این زلزله فقط تاریخ ویرانی نیست؛ تاریخ ظهور یک ظرفیت اجتماعی مهم نیز هست: توان بسیج، همیاری و خودسازماندهی جامعه آذربایجان در لحظه بحران.
در روزها و هفتههای پس از زلزله، گروههای مردمی، فعالان مدنی، دانشجویان، هنرمندان، صاحبان کسبوکار و نیروهای اجتماعی مختلف به میدان آمدند. کمکهای مردمی از شهرهای مختلف آذربایجان به مناطق زلزلهزده منتقل شد و بسیاری از شهروندان، بدون انتظار برای سازماندهی رسمی، خود به جمعآوری، انتقال و توزیع کمکها پرداختند.
این تجربه نشان داد که جامعه فقط یک مجموعهای از افراد منفرد نیست؛ در شرایط بحرانی میتواند به شبکهای از همکاری و مسئولیت متقابل تبدیل شود. فعالان مدنی و نیروهای مرتبط با حرکت ملی آذربایجان نیز در این میان، در بسیاری از موارد ظرفیت خود را برای سازماندهی داوطلبانه، رساندن کمک به مناطق دورافتاده و ایجاد شبکههای همیاری نشان دادند.
اهمیت این تجربه جمعی کمکرسانی در زلزله قرهداغ نشان داد که جامعه آذربایجان از سرمایه اجتماعی قابل توجهی برخوردار است؛ سرمایهای که در شرایط عادی ممکن است پراکنده و کماثر به نظر برسد، اما در لحظه بحران میتواند به قدرت جمعی و خودگردانی مدنی تبدیل شود.
البته این ظرفیت نباید با جایگزین کردن جامعه به جای نهادهای مسئول اشتباه گرفته شود. وظیفه اصلی مدیریت بحران، امدادرسانی و بازسازی بر عهده ساختارهای رسمی است؛ اما جامعهای قدرتمند، جامعهای است که در کنار مطالبهگری از دولت، توان سازماندهی مستقل و مسئولانه نیز داشته باشد.
میراث واقعی قرهداغ فقط خاطره قربانیان و ویرانی روستاها نیست؛ یکی از مهمترین میراثهای آن، تجربهای تاریخی از همبستگی اجتماعی و توان مردم برای ایستادن کنار یکدیگر در لحظه نیاز است. این تجربه میتواند الگویی برای تقویت جامعه مدنی، شبکههای داوطلبانه و فرهنگ مسئولیت جمعی در آذربایجان باشد.