به مناسبت سالگرد انتشار بیانیه ۱۲ شهریور ۱۳۲۴ و اعلام موجودیت فرقه دموکرات آذربایجان
دوازدهم شهریور، برای تاریخ سیاسی آذربایجان و ایران، تنها یادآور تأسیس یک تشکل سیاسی نیست؛ یادآور طرح مجموعهای از مطالبات سیاسی، مدنی، اقتصادی و فرهنگی است که بخش مهمی از آنها همچنان در تاریخ معاصر ایران موضوعیت خود را حفظ کردهاند.
در ۱۲ شهریور ۱۳۲۴، فرقه دموکرات آذربایجان با انتشار بیانیهای دوازدهمادهای، خواستار آزادی داخلی و خودمختاری مدنی مردم آذربایجان، تشکیل انجمنهای ایالتی و ولایتی، آموزش زبان تورکی ( آنا دیلی) در مدارس، مشارکت عادلانهتر مردم آذربایجان در ساختار سیاسی کشور، توسعه اقتصادی و صنعتی، اصلاح مناسبات مالک و دهقان، مبارزه با فساد اداری و اختصاص بخش بیشتری از درآمدهای مالیاتی آذربایجان به توسعه خود این منطقه شد.
نکته مهم در این بیانیه چون یک مسئله اساسی، در نگاه بنیانگذاران آن، نفی ایران نبود؛ بلکه تلاش برای تغییر مناسبات سیاسی و اداری بهگونهای بود که مردم آذربایجان بتوانند درباره فرهنگ، اقتصاد و اداره امور محلی خود نقش تعیینکنندهتری داشته باشند. در پایان نیز این نگاه با این تعبیر بیان شد که اصلاح و پیشرفت آذربایجان میتواند به پیشرفت ایران منجر شود.
امروز، ۸۱ سال پس از آن بیانیه، ایران در شرایطی کاملاً متفاوت اما از جهاتی تاریخی قرار گرفته است. جمهوری اسلامی در نتیجه دههها بحران سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، و بهویژه پس از ورود کشور به مرحلهای از رویارویی نظامی گسترده با ایالات متحده و اسرائیل در سال ۲۰۲۶، با یکی از جدیترین بحرانهای موجودیتی خود روبهروست. در جریان جنگ، بخشهایی از ساختار نظامی و امنیتی و زیرساختهای راهبردی کشور آسیب دیده و رهبران ارشد جمهوری اسلامی نیز هدف قرار گرفتهاند. با وجود آنکه حکومت همچنان پابرجاست، گزارشهای تحلیلی اخیر از فرسایش اقتصادی، تضعیف موقعیت منطقهای و تشدید فشارهای داخلی حکایت دارند.
اما ضعیف شدن یک حکومت الزاماً به معنای گذار موفق به دموکراسی نیست.
این مهمترین مسئلهای است که نیروهای سیاسی و اجتماعی ایران باید امروز به آن توجه کنند. جنگ ممکن است ساختار جمهوری اسلامی را تضعیف کند، اما آینده ایران را بهتنهایی تعیین نخواهد کرد. خلأ قدرت میتواند به دموکراسی و آزادی منتهی شود؛ اما همان اندازه میتواند به بازتولید اقتدارگرایی، نظامیگری، تجزیه سیاسی، یا وابستگی جدید به قدرتهای خارجی منجر شود.
از همین رو، مسئله امروز تنها «جمهوری اسلامی چگونه پایان مییابد؟» نیست؛ بلکه پرسش اساسیتر این است که پس از جمهوری اسلامی چه نظمی جایگزین آن خواهد شد؟
ما بر این باوریم که پاسخ این پرسش باید در داخل جامعه ایران و با مشارکت همه ملتها، مناطق و نیروهای سیاسی ایران شکل بگیرد؛ نه در اتاقهای قدرت خارجی و نه از طریق تحمیل یک مرکز جدید بر پیرامون.
بیانیه ۱۲ شهریور از این منظر همچنان قابل تأمل است. آن بیانیه، در شرایط سیاسی زمان خود، مسئله آذربایجان را با مفاهیمی چون مشارکت سیاسی، اداره محلی، زبان، توسعه اقتصادی، عدالت مالیاتی و انجمنهای منتخب پیوند زد. امروز نیز اگر قرار است ایران از بحران تاریخی کنونی عبور کند، نمیتوان مسئله تنوع ملی، زبانی و منطقهای را نادیده گرفت.
ایران آینده نمیتواند ادامه ایران گذشته باشد.
اگر جمهوری اسلامی بر پایه تمرکز قدرت، تبعیض، سرکوب سیاسی و حذف حقوق فرهنگی و مدنی شهروندان شکل گرفته و استمرار یافته است، گذار از آن نیز نباید صرفاً به جابهجایی افراد در رأس قدرت محدود شود. تغییر واقعی زمانی اتفاق میافتد که ساختار سیاسی، رابطه مرکز و مناطق، شیوه توزیع قدرت و ثروت، حقوق زبانی و فرهنگی و سازوکار مشارکت مردم نیز تغییر کند.
از این منظر، فدرالیسم دموکراتیک، تمرکززدایی واقعی و تشکیل نهادهای منتخب محلی میتواند یکی از راههای پاسخگویی به تنوع تاریخی و اجتماعی ایران باشد؛ راهی که در آن آذربایجان، کردستان، بلوچستان، اقلیم اهواز ( خوزستان) ، گیلان، مازندران، ترکمنصحرا ( گلستان) و دیگر مناطق ایران بتوانند در اداره امور خود سهم مؤثر داشته باشند و در عین حال در یک نظام دموکراتیک و آزاد، در ساختن آینده مشترک ایران مشارکت کنند.
تمامیت ارضی و حقوق ملتها دو مفهوم متضاد نیستند.
تمامیت ارضی پایدار زمانی معنا پیدا میکند که بر رضایت شهروندان و مشارکت برابر آنان استوار باشد، نه بر زور نظامی و امنیتی. ایران دموکراتیک آینده میتواند کشوری متحد باشد، اما اتحاد آن نه از مسیر اجبار، بلکه از مسیر قرارداد سیاسی، حقوق برابر و اعتماد متقابل میان مناطق و ملتهای تشکیلدهنده آن شکل خواهد گرفت.
در چنین شرایطی، تجربه ۱۲ شهریور برای امروز یک پیام مهم دارد: مسئله آذربایجان را نمیتوان به حاشیه راند و مسئله ایران را نیز نمیتوان بدون حل مسئله حقوق مناطق و ملتهای آن حل کرد.
جنگ کنونی نیز این ضرورت را بیشتر کرده است. در حالی که مذاکرات درباره پایان جنگ و آینده روابط ایران با قدرتهای خارجی همچنان شکننده است و فشار اقتصادی بر حکومت افزایش یافته، نباید سرنوشت آینده ایران به توافق میان دولتها و قدرتهای خارجی تقلیل پیدا کند.
آینده ایران باید در نتیجه اراده مردم ایران تعیین شود.
ما نه جنگ را راهحل مسئله ایران میدانیم و نه وابستگی سیاسی به قدرتهای خارجی را. تجربه تاریخ نشان داده است که قدرتهای خارجی در درجه نخست منافع خود را دنبال میکنند. از این رو، همکاری بینالمللی برای گذار از استبداد میتواند ضروری باشد، اما گذار دموکراتیک نباید به وابستگی استراتژیک به هیچ قدرت خارجی تبدیل شود.
در آستانه هر تحول بزرگ سیاسی، نیروهای دموکراتیک، جمهوریخواه، فدرالیست، ملی و منطقهای باید به جای رقابت بر سر سهم خود از قدرت آینده، درباره اصول مشترک آینده ایران به توافق برسند: انتخابات آزاد، جدایی نهاد دین از دولت، حقوق برابر شهروندی، آزادی احزاب و رسانهها، عدالت اجتماعی، رفع تبعیضهای ملی و زبانی، تمرکززدایی، حق اداره امور منطقه ای و جغرافیایی و تعیین شکل نظام سیاسی از طریق رأی آزاد مردم.
این همان جایی است که یادآوری ۱۲ شهریور از یک مناسبت تاریخی فراتر میرود و به یک پرسش سیاسی امروز تبدیل میشود:
آیا میتوان ایرانی ساخت که تورک بودن، کورد بودن، بلوچ بودن، عرب بودن، ترکمن بودن یا هر هویت فرهنگی و زبانی دیگری، در تضاد با ایرانی بودن نباشد؟ پاسخ ما مثبت است.
ایران آینده باید کشوری باشد که در آن هیچ ملتی برای حفظ زبان و فرهنگ خود مجبور به تقابل با تمامیت کشور نباشد و هیچ مرکز سیاسی نیز نتواند به نام تمامیت ارضی، حقوق مناطق و شهروندان را نادیده بگیرد.
در سالگرد ۱۲ شهریور، ما بر این باوریم که میراث اصلی این روز را باید در مفاهیمی چون آزادی، مشارکت، اداره محلی، عدالت اقتصادی، حقوق فرهنگی و دموکراسی جستوجو کرد؛ مفاهیمی که امروز، در آستانه تحولات بزرگ احتمالی در ایران، بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارند.
جمهوری اسلامی ممکن است دیر یا زود پایان یابد؛ اما آینده ایران از پیش نوشته نشده است.
این آینده را نه جنگ، نه قدرتهای خارجی و نه بقایای ساختارهای استبدادی باید تعیین کنند.
آینده ایران باید به دست مردم ایران و از طریق یک قرارداد دموکراتیک جدید ساخته شود؛ قراردادی که در آن آذربایجان آزاد و آباد، بخشی برابر و مؤثر از ایرانی آزاد، دموکراتیک و متکثر باشد.
دوازدهم شهریور یادآور این حقیقت است که دموکراسی در ایران بدون بهرسمیت شناختن تنوع آن کامل نخواهد شد و آزادی آذربایجان نیز در نگاه ما از آزادی و دموکراسی در سراسر ایران جدا نیست.
یاشاسین آذربایجان
برقرار باد ایران آزاد و دموکراتیک؛
زنده باد همزیستی برابر ملتها و تمامی شهروندان ایران
حزب دموکرات آذربایجان
جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵
۲۸ اوت ۲۰۲۶